تشخیص بلوغ جسمی خیلی سادس؛ به راحتی میشه از ظاهر کسی تشخیص داد که تو چه رنج سنی هست مثلا کودکه، یه دختر نوجوونه یا یه مرد پیره و در نتیجه ازش چه انتظاراتی میشه داشت و بهتره چطور باهاش رفتار کنیم و چقدر در برخورد باهش صبر و تحمل به خرج بدیم.

اما در مورد بلوغ عاطفی موضوع کمی پیچیده میشه. وقتی به بلوغ عاطفی می رسیم، از ظاهر و سن و سال نمیشه تشخیص داد که کسی که ازش توقع داریم، واقعا به بلوغ عاطفی رسیده باشه یا نه. خب راه حل چیه؟ در چنین موقعیتی، ممکنه از رفتارهای طرفمون شگفت زده بشیم. ممکنه شکل های مختلفی از نابالغی عاطفی (Emotional Immaturity) در تمام حوزه های زندگی یه آدم بزرگ سال وجود داشته باشه که با رفتارهای خاصی همراهه. در ادامه به مهمترین رفتارهایی که نشون دهنده عدم بلوغ عاطفی هست اشاره شده. خیلی مهمه که این رفتارهارو بشناسیم، چرا که ممکنه ندونسته و ناخواسته با یه آدم نابالغ از نظر عاطفی رو به رو بشیم، یا حتی تصمیم بگیریم یه رابطه عاشقانه یا رابطه کاری با همچین آدمی برقرار کنیم و خودمونو درگیر کلی داستان کنیم.

در ادامه چند روش کلی درمورد اینکه چطور یه فردی که از نظرعاطفی نابالغه رو میتونیم بشناسیم و در موارد لازم خیلی تند و سریع ازش فاصله بگیریم توضیح داده شده و همچنین ویژگی‌هایی بارز افرادی که از نظر عاطفی نابالغ هستن بررسی شده.
ویژگی های افرادی که به بلوغ عاطفی نرسیدن:

نشانه های عدم بلوغ عاطفی

1. رفتارهای سریع و عجولانه

افرادی که به بلوغ عاطفی نرسیدن، رفتارهایی سریع و خیلی خیلی سطحی دارن و واکنش هاشون هم خیلی تنده. این آدما ویژگی های عمدتا منفی ای دارن که باعث میشه با شرایط سازگاری نداشته باشن و در آخر هم سبب عدم موفقیتشون می شه.

2. شنونده خوبی نبودن

این افراد معمولا شنونده خوبی نیستن، یکی از ویژگی های افرادی که به بلوغ عاطفی نرسیدن، توان شنوندگی پایین و حرف زدن زیاد اوناست. در واقع این افراد اصلا صبر برای گوش دادن به حرف دیگران ندارن و به حتی تحمل کمترین میزان انتقاد رو ندارن. وقتی تو بحثی شرکت می کنن هم به هیچ وجه ثبر نمیکنن تا حرف طرف مقابل رو به خوبی بشنوند و بعد عکس العمل مناسب از نشون بدن. خیلی سریع شروع به حرف زدن می کنن و هیچ توجهی به حرفهای طرف مقابل ندارن.

به همین دلیل این افراد هیچ وقت نمی تونن تو زمینه بازاریابی و فروشندگی موفق باشن. چرا که یه فروشنده خوب باید بتونه به خوبی به نیازهای مشتریش توجه کنه و حس مهم شمرده شدن را به مشتری برسونه و در آخر با در نظر گرفتن نیازهای مشتری به ارائه پیشنهاد بپردازه.

3. مسئولیت پذیر نبودن و عدم بلوغ عاطفی

افرادی که به بلوغ عاطفی نرسیدن هیچ وقت از تجربیاتشون درس نمی گیرن. این اقراد اعتقاد دارن تجربیات خوب و بد به بخت و اقبال بستگی داره و کمتر مسئولیت شخصی رو به عهده می گیرن. افرادی که به بلوغ عاطفی نرسیدن وقتی شکست می خورن مسئولیت رو به عهده دیگران و یا بخت و اقبال میندازن و از زیر مسئولیت شونه خالی می کنن.

4. نیاز شدید به محبت

به محبت نیاز دارن، اشخاصی که بلوغ عاطفی درونشون رشد نکرده، مثل کودکان نیازمند محبت و توجه هستن. این آدما نشونه های ضعف شون رو پنهان می کنن و در نشون دادن عواطف شون هم به مشکل می خورن. این آدما معمولا تو برقراری ارتباط با بقیه به موفقیت های خاصی نمیرسن.

5. نپذیرفتن واقعیت

واقعیت رو نمی پذیرن، افرادی که بلوغ عاطفی ندارن، ویژگی هایی مثل فرار از واقعیت، عصبانیت و اضطراب، بدبینی دارن و وقتی مه دچار نا امیدی میشن به دیگران حمله و پرخاش می کنن. در واقع این آدما خودشونو گول می زنن و تلاش می کنن تا با نپذیرفتن واقعیت، چیزی که در ذهنشون ساختن رو برای خودشون تکرار کنن که این کار در نهایت موجب درگیری شون با دیگران می شه.

6. رابطه ترس از تنهایی و عدم بلوغ عاطفی

از تنهایی می ترسن، شاید چیزی که بیش از همه یه آدم بالغ رو از آدم نابالغ جدا می‌کنه، ظرفیتیه که اون آدم در گذروندن اوقات تنهایی بدون فکر کردن به اینکه کی هست و چه چیزایی رو تجربه کرده و بدون حواس پرتی دارد. آدم که به بلوغ علطفی رسیده می تونه احساساتشو بررسی کنه، حتی اگر این احساسات خیلی ناگوار و ناخوشایند باشن. این آدم می‌تونه با احساس خشم، شرم و حسادتش رو به رو بشه. کسی که به بلوغ علطفی رسیده مجبور نیست همیشه کسی یا چیزی رو پیدا کنه تا از خطرات درک احساسات درونش و ترس‌هاش جلوگیری کنه.

7. فراموش کردن کامل دوران کودکی

آدمای کمی هستن که دوران کودکی کاملا راحت و بدون هیچ سختی رو تجربه کرده باشن. نه اینکه کسی بوده که از قصد کودک رو اذیت کرده، هر کودکی تو مراحل مختلف رشدش معمولا با کمبودها، مشکلات و موانعی رو به رو میشه، حالا برای بعضی ها کمتر و بعضی ها هم بیشتر.

در نتیجه این که کودکی شادی داشتیم یا نه دیگه مهم نیست (شاید اصلا فردی روی زمین نباشه که یه کودکی کاملا شاد و بون کمبود و مشکل رو تجربه کرده باشه)، اما چیزی که الان مهمه اینه که دیدگاه و رویکرد معتدلی نسبت به هر چی که در دوران کودکی برامون اتفاق افتاده و تجربه کردیم داشته باشیم و جنبه های خوب و بدشو بپذیریم. حالا وقتی که کسی کلا هیچی از گذشته و کودکیش یادش نیست، در بیشتر موارد به معنی فراموشی یا بی حس و عاطفه بودن اون آدم نیست یا چون خیلی زمان از اون خاطرات می گذره دلیل نمیشه که کلا فراموش بشن، بلکه این فراموشی به ما میگه که اون آدم هیچ کاری برای پردازش گذشتش و حل و فصل مشکلاش نکرده.

8. نداشتن پاسخ برای اتفاقات زندگی

معمولا از کسی که به بلوغ عاطفی نرسیده زیاد مس شنوید که می گوید: «قبلاً هیچوقت دربارش فکر نکرده بودم.»
افراد نابالغ از نظر عاطفی در جاهایی که لازمه در مورد علایقشون، در مورد غم و قصه ها شون، در مورد تجربه هاشون و برنامشون برای آینده حرف بزنن، به مشکل می خورن.

در نتیجه وقتی با کسی طرف هستید که به بلوغ عاطفی نرسیده و ازش می پرسید که چرا آخرین رابطه ای که داشته به هم خورده، یا ازش می پرسید کاری که به زندگیش معنی میده چیه، یا از چه کاری در گذشته خیلی پشیمونه، در بیشتر موارد بهتون جواب میده که، «چه سوالای سختی می پرسی، من هیچوقت درباره همچین موضوعی فکر نکرده بودم.»
بله. در مورد این موضوع فکر نکرده چون که با دردها و شدت و اثر این دردها در زندگیش رو به رو نشده.

9. الکی خوش بودن

کمی تعجب برانگیزه اگر آدمی همیشه با روحیه، سرحال و شاد باشه وهمه چیز همیشه براس خیلی خوب باشه. کسی که از نظر عاطفی نابالغه معمولا نه فقط روحیه‌اش خوبه، بلکه وقتی که انتظار میره حالش بد بشه، به سختی می تونه حال بد رو قبول کنه. واسه این آدم همه چیز از جمله پدر و مادر، کار، رابطه عاشقانه، رابطه جنسی و … همیشه خوبه و دلیلشم اینه که این آدم هیچ دلیل و منبعی واسه رو به رو شدن با واقعیت های زندگی نداره و اگه با این واقعیت ها رو به رو بشه ممکنه عصبی و سردرگم بشه. در بیشتر مواقع حرف زدن با همچین آدمی باعث خیلی سخته چون که قبول کردن اینکه زندگی می تونه تا این اندازه شاد و تک بعدی باشی باور نکردنیه.

10. به اندازه کافی فکر نمی کنن

همینکه حرفی باعث بشه که یکپارپگی و انسجام عاطفی افراد نابالغ از نظر عاطفی یکم زیر سوال بره و تهدید بشه، با این حکم غم‌انگیز گفتگو رو قطع میکنن که دلیل این حرفا همش مزخرفاتی بیش از حد پیچیده هست و در پاسخ از این ایده خیلی ساده استفاده میکنن و میگن که سرچشمه تمام مشکلات ما فکر کردن زیاد و بیش از حده.

اینطور دیدگاه و نگرش مثلا باعث میشه آدمی که به بلوغ عاطفی نرسیده آنها به کسی که اضطراب داره میگه که “خودتو جمعو جور کن” یا مثلا ادعا میکنه که ناراحتی روحی زیاد، به این دلیله که آدم زیاد بیرون نمیره. اما توجه کنید که هیچکدوم از ایناین موارد به دلیل اعتماد به نفس این آدم نیست بلکه روش وحشتناک آدم نابالغ از نظر عاطفیه که برای بستن گوششه و ندیدن و نه گفتن به حقایقیه که میتونه از اونا بسیار صدمه و آسیب ببینه.

یادتون باشه که آدمای نابالغ از نظر عاطفی میتونن خیلی سرگرم کننده و جذاب باشن. ولی به عنوان یه قاعده کلی، بهتره که زمینه و شرایط حضور خیلی زیادی بهشون ندید و زمان زیادی از عمرتون رو باهاشون نگذرونید. زندگی خیلی کوتاه که بخشیش بخواد صرفه بودن کنار آدمایی بشه که علاقه ندارن جایی باشن که آدمای بالغ هستن. زندگی می تونه خیلی بهتر و جالبتر گذرونده شه. باور کنید!