همیشه راحت نیست که با انگیزه باقی بمانیم. ممکن است با قدرت شروع کنیم؛ اما جایی در میانه راه گیر کنیم. حتی اگر عوامل بیرونی مشارکت داشته باشند، ما شغلمان را از دست نمی دهیم هرچند اقتصاد رکود کرده است. ما رئیسی داریم که در رسیدن به اهدافمان از ما حمایت می کند و همکاران، خانواده و دوستانی داریم که کمک می کنند تا متمرکز بمانیم. هنوز می توانیم برای مثبت ماندن و حرکت رو به جلو تلاش کنیم.

این جزئی از انسان بودن است که با اضطراب، عدم اطمینان یا حتی افسردگی روبه رو شویم؛ اما آنچه افراد موفق را از افراد متوسط جدا می کند توانایی درک دلیل احساس بی انگیزگی است. به آن دلیل پاسخ داده و سپس به راه خود ادامه دهید. آنچه افراد موفق را از افراد متوسط متمایز می کند توانایی درک دلیل احساس بی انگیزگی است. به این دلیل پاسخ داده و سپس به مسیر خود ادامه دهيد.

دلایل اصلی که موجب می شود افراد انگیزه شان را در زندگی و کار از دست بدهند عبارتند از:

نداشتن اعتماد به نفس

اگر باور دارید که توانایی انجام کاری را ندارید، پس دلیلی هم برای تلاش و ادامه دادن کار نخواهید داشت. با این باور محکوم به شکست هستید. این نکته فوق العاده مهمی است؛ در صورتی که می خواهید با انگیزه باشید و به دنبال اهداف خود باشید باید به میزان اعتماد به نفس تان بسیار اهمیت دهید.

نداشتن تمرکز

اگر دقیقا نمی دانید که چه می خواهید اصلا چه دلیلی دارد که شروع به کار کنید. حتی اگر می دانید چه می خواهید اما در مقابل خود اهداف زیادی می بینید که برای اینکه کدام را اول شروع کنید مردد هستید، باز هم تمرکز خود را از دست خواهید داد. شاید در این مرحله لازم باشد تا با متمرکز کردن تلاشتان به نتایج و دستاورد هایی هر چند کوچک برسید تشویق شده و روحیه بگیرید و به سوی اهداف بعدی حرکت کنید.

نداشتن مسیر و نقشه راه

در صورتی که دقیقا بدانید به دنبال چه هستید و چه هدف یا اهدافی دارید و حتی به توانایی هایی خود هم باور داشته باشید، ولی ندانید که از کجا باید شروع کنید و چه مسیری را باید طی کنید و نقشه راه نداشته باشید، متأسفانه نه تنها انگیزه ایجاد نمی شود، بلکه اگر انگیزه ای هم در میان باشد ار بین می رود. با این وجود به یاد داشته باشید که گاهی اوقات اگر در شرایط پایداری نیستید و اگر اطمینان کامل ندارید که چه کاری را باید اول شروع کنید، تنها شروع و ادامه کار اهمیت بسیار زیادی دارد. اما برخی اوقات حتی اگر دقیقا مطمئن نیستید که چه اعمالی را انجام دهید، ادامه دادن راه می تواند مهم باشد. در صورتی که بتوانید قدم های لازم را یاد بردارید، می توانید انگیزه را در خود ایجاد یا آن را افزایش دهید.

چگونه انگیزه شخصی خود را بهبود دهیم؟

در ادامه بررسی خواهیم کرد که چگونه با مورد خطاب قراردادن هریک از این قاتلین انگیزه، انگیزه شخصی خود را بهبود بخشیم.

رابطه انگیزه با فقدان اعتماد به نفس

پیش از این نیز مدت زمان زیادی را در این کتاب صرف نگاه بر شیوه های خطاب فقدان اعتماد به نفس بیان کرده ایم، اما چند نکته دیگر هست که باید در اینجا بیان شود. برخی از این پیشنهادات از قرار زیر هستند:

  • تمرکز بر آنچه می دانید به جای تمرکز بر آنچه در اختیار ندارید.
  • خلق نقاط مثبت فردی در مورد خودتان که می توانید برای تقویت خویش به زبان آورید.
  • تکرار چیزهایی که از قبل میدانید تا کمکی باشد برای یادآوری آنچه قبلا کسب کرده اید.
  • داشتن تفکر مثبت حتی اگر هنوز به آنچه به خودتان می گویید، باور ندارید. در نهایت ممکن است این باور در شما پدید آید.
  • یادگیری پذیرش تعاریف از سوی دیگران و در حقیقت لذت بردن از بازخوردها.

رابطه انگیزه با فقدان تمرکز

امروزه از دست دادن تمرکز در محیط های کاری پرمشغله به سادگی اتفاق می افتد. چیزهای زیادی ممکن است حواس مان را پرت کرده و در ما اضطراب ایجاد کند و نگذارد تمرکز داشته باشیم. تفکر هراس آور چیزی است که باعث رنج ما می شود. از اینکه شغلمان را از دست بدهیم می ترسیم؛ چرا که از فقر و بی پولی می ترسیم. چیزی که در ذهن داریم را به ربان نمی آوریم چرا که ممکن است دیگران ناراحت شوند و با ما دشمن شوند. در کارمان ریسک نمی کنیم چون از نتیجه مثبت آت مطمئن نیستیم.

اگر افکار ما بر اساس ترس باشد به سادگی به دلیل نداشتن تمرکز توانایی ادامه کار را از دست می دهیم. این ترس جایی برای تمرکز نمی گذارد و ما را ار حرکت در هر کاری باز می دارد. می توانید همیشه به اتفاقات ناخوشایندی که ممکن  است اتقاق بیفتد فکر کنید، اما جز اضطراب و از دست دادن تمرکز چیزی نسیبتان نمی شود.

برای اینکه بر عدم تمرکز غلبه کنید باید اهداف مشخص و دستیافتنی را تعیین کنید. مشخص کردن هدف به افکار به همریخته و بی نظم سر و سامان می دهد مسیر رسیدن به تمرکز را آسان می کند. می توانید به جای نگرانی در مورد حوادث بینظم احتمالی در آینده بر چیزهایی متمرکز شوید که در حال حاضر می توانید انجام دهید تا موقعیت خود را بهبود بخشید.

رابطه انگیزه با فقدان جهت

بگذارید بگوییم اهدافی را برای خود توسعه داده اید تا چیزی برای تمرکز در اختیار داشته باشید و این اعتماد به نفس را دارید که میتوانید به این اهداف برسید؛ اما هنوز نمی توانید جهت و مسیر مورد نیاز خود را بیابید. ممکن است رسیدن به اهدافتان را به تعویق اندازید. این قاتل انگیزه می تواند مانعی دشوار برای غلبه به شمار رود؛ اما این کار غیرممکن نیست. غلبه بر این مانع نیازمند آن است که هدف خود را در نظر بگیرید و آن را به استراتژی روزانه ای تبدیل کنید که برای رسیدن به آن هدف به کار خواهید برد.

باید گام هایی را در لیست کارهای خود تعیین کنید تا کارهای به خصوصی را برای تمرکز هر روز خود داشته باشید. وقتی آماده کار می شوید، لیست مربوط به کارهای خود را بیرون بیاورید و شروع کنید تا دریابید که حالا یک مسیر و جهت روشن برای حرکت رو به جلو در اختیار دارید.

رابطه انگیزه با ایجاد نظم فردی

نظم برای بعضی افراد واژه جالبی نیست. بعضی افراد تصور می کنند افرادی که در شغل و حرفه خود سرآمد و بهترین هستند با شانس خوب، جادو یا رابطه به این نتایج رسیده اند؛ اما باور کنید یا نه، خود نظم دهی یا نظم فردی در واقع نوعی آزادی به انسان می دهد. اگر با وجود احساسی که در اکنون دارید برای رسیدن به اهداف خود نظمی را مشخص کرده اید،

از تمام نتایج تلاش و زمانی که برایتان ایجاد می کند، لذت می برید. در صورتی که نظم فردی نداشته باشید، به احتمال زیاد بی هدف و سرگردان خواهید بود. بدون به اتمام رساندن کاری که شروع کرده اید، آن را نیمه کاره رها می کنید و کار دیگری را شروع می کنید. شاید ناامید شوید و به این نتیجه برسید که توانایی رسیدن به اهدافتان را ندارید، هر چند تمام تلاش تان به کار بگیرید.

نظم فردی نیازمند توانایی عمل بر مبنای چیزی است که فکر می کنید نه چیزی که در آن زمان احساس می کنید. مطمئنا روزهایی هست که دوست نداریم سر کار برویم؛ اما می دانیم که اگر این کار را بکنیم نتایج خوبی نخواهد داشت.

همین مطلب زمانی که برای رسیدن به اهدافمان نظم فردی نداریم نیز صادق است. نتایج بر اساس نوع اهداف متفاوت هستند. اگر تمرینات گیتار را انجام ندهم شهریه ای که برای کلاس گیتار داده ام از بین می رود و در آخر گیتار زدن هم یاد نمی گیرم و زمانم هم از بین می رود. اگر نظم فردی را در کار و زندگی پیاده نکنیم، به احتمال زیاد به نتایج و اهدافی که مشخص کرده بودیم نمی رسیم.
نظم فردی در اموری همانند امور زیر به شما کمک می کند:

  • کار کردن روی کارهای روزانه خود حتی اگر به طور خاص احساس رغبت برای انجام آن نداشته باشید.
  • رفتن به باشگاه هرچند ترجیح می دهید در خانه بنشینید و فیلم تماشا کنید.
  • زود از خواب بیدار شدن به منظور کسب آمادگی برای روزی که در پیش روست هرچند خواهان 30 دقیقه خواب بیشتر هستید.
  • دورکردن وسوسه ها از خود وقتی با خودتان عهد بسته اید که برنامه غذایی سالمی را در پیش بگیرید.
  • چک کردن رایانامه خود در زمانهای به خصوص در طول روز به جای اینکه هر زمان رایانامه ای دریافت کردید آن را بررسی نمایید. چیزی که کمک می کند شما در کار خود مولد باقی بمانید.
  • دور شدن از شایعات وقت گیر هرچند ترجیح می دهید برای شنیدن این شایعات متوقف شوید.
  • بررسی دقیق کارهای خود، هرچند احساس می کنید این کار همان طور که هست خوب است.

پنج ویژگی اساسی در افرادی که نظم فردی دارند به چشم می خورد:

  • دانش فردی
  • آگاهی هشیارانه
  • تعهد
  • شجاعت
  • آماده سازی درونی

همان طور که به هریک از این ویژگی ها می پردازیم. به خاطر داشته باشید که نیازی نیست با این خصوصیات به دنیا بیایید. می توانید با تمرین هریک از این جنبه ها، یاد بگیرید که نظم فردی بیشتری داشته باشید.

رابطه انگیزه با دانش فردی

اگر دانش فردی نیازمند آن است که براساس آنچه فکر می کنید بهترین است، عمل کنید نه آنچه در حال حاضر احساس می کنید دوست دارید؛ پس نیاز دارید به اندازه کافی در مورد خودتان و اهدافتان اطلاع داشته باشید تا درک کنید بهترین عملکرد برایتان چیست. باید تعیین کنید چه نوع رفتار،

انتخاب های استانداردها و ارزش هایی بهترین انتخاب ها برای شما و آینده تان است. برای انجام این کار نیاز دارید زمانی را برای کسب اطلاع در مورد آنچه برایتان اهمیت دارد، صرف کنید. سعی کنید لیستی از اهداف یا رؤیاهای خود را روی کاغذ بیاورید یا حتی یک بیانیه ماموریت شخصی را به نگارش درآورید. این به شما کمک خواهد کرد تا تصمیم بگیرید چگونه وقتی باید بین گزینه ها یک یا چند مورد را انتخاب کنید، زمان و تلاش خود را سازمان دهی نمایید.

دانش فردی به شما کمک خواهد کرد تا درک کنید چه چیز برایتان اهمیت دارد و حوزه هایی را که می خواهید در آنها بیشترین زمان و انرژی را مصرف کنیاد شناسایی نمایید.

رابطه انگیزه با آگاهی هوشیارانه

حالا به خودتان نگاهی انداخته اید و آنچه را که برایتان مهم است، شناسایی کرده اید؛ اما قبل از اینکه بتوانید نظم فردی بیشتری کسب کنید، نیاز دارید به آنچه در حال حاضر انجام می دهید و آنچه انجام نمیدهید، توجه نمایید. در کجا زمانتان را به خوبی به کار می برید؟ در کجا این زمان را هدر میدهید؟ در کجا زمان خود را صرف چیزهایی می کنید که واقعا برای خودتان یا سازمان مهم و ارزشمند نیست؟

تا وقتی ندانید رفتارتان در کجا دچار بی نظمی شده نمیدانید کدام نواحی را میتوانید بهبود بخشید. هر چقدر در شناسایی نواحی که در آنها بی نظم هستید بهتر عمل کنید، سریع تر می توانید آن رفتار غیرمولد را برطرف نمایید. در نهایت می توانید به جایی برسید که رفتار بی نظم خود را قبل از وقوع آن متوقف سازید.

قبل از اینکه بتوانید تنظیم بیشتری به دست آورد، تیاتر دارید که به آنچه در حال حات سر انجام می دهید و آنچه انجام نمی دهید، توجه کنید.

رابطه انگیزه با تعهد

اگر به اهداف و ارزش هایی که داریم متعهد نباشیم، نظم فردی نیز دوامی نخواهد داشت. هنگامی که دچار وسوسه ای می شویم که ما را از اهداف و ارزش هایمان دور می کند، تعهد به اهداف و متعهد بودن به ارزش ها است است باعث می شود در راه درست بمانیم. در صورتی که متوجه شدید دیگر نمی توانید به اهداف و ارزش هایتان متعهد بمانید به مرحلع دانش فردی مراجعه کنید.

ممکن است به دنبال هدفی هستید که حقیقتا آن را نمی خواهید. شاید فقط فکر میکنید که باید به هدرف خاصی برسید، برای مثال فکر می کنید که در زمینه شغلی باید ترفیع بگیرید، ولی در صورتی که عمیقا به موضوع نگاه کنید متوجه می شوید که حقیقتا آن را نمی خواهید و در نتیجه به این هدف متعهد نیستیم.

شاید از همین جایگاهی که اکنون داریم شاد و راصی باشیم یا اصلا ممکن است بخواهیم به طور کلی شغلمان را تغییر دهیم. در رابطه با میزان تعهد خود در مورد چیزی که درواقع برایتان اهمیت دارد، مطالب زیادی بگویید.

اگر کاملا نسبت به اهدافی که دنبال می کنید، متعهد نباشید. نظم فردی پایدار نخواهد ماند. اگر دریافتید که تعهد نان متزلزل شده، ممکن است نیاز داشته باشید به گام دانش فردی بازگشته و اطمینان یابید که هدفتان همان چیزی است که در حقیقت می خواهید.

رابطه انگیزه با شجاعت

پایداری در راستای چیزی که برایتان اهمیت دارد در مقابل همه بحران ها و وسوسه هایی که در پیش روست، شجاعت زیادی را می طلبد. ممکن است مجبور شوید با همسر یا یکی از اعضای خانواده تان مذاکره نمایید تا هدفتان را دنبال کند. مثلا شاید تصمیم گرفتید که می خواهید شب ها درستان را ادامه دهید. یا ممکن است مجبور شوید رفتاری را که دیگران از شما انتظار دارند، تغییر دهید.

برای مثال شاید همیشه عادت داشتید که در مهمانی ها شرکت کنید اما حالا تصمیم گرفته اید سالم غذا بخورید. میزان نوشیدنی های مضر مصرفی خود را محدود کنید و هر شب خواب کاملی داشته باشید. بنابراین دوستانتان از این رفتارها متعجب خواهند شد. هیچ تضمینی وجود ندارد که نظم فردی آسان باشد؛ اما اگر نسبت به چیزی که برایتان اهمیت دارد متعهد شوید، نیاز دارید شجاعت نه گفتن به چیزهایی که سعی دارند شما را از مسیرتان منحرف سازند، پیدا کنید.

هیچ تضمینی وجود ندارد که نظم فردی آسان باشد، اما اگر نسبت به چیزی که برایتان اهمیت دارد، متعهد شوید نیاز دارید شجاعت نه گفتن به چیزهایی که سعی ده رند شما را از مسیرتان منحرف سازند، پیدا کنید

رابطه انگیزه با آماده سازی درونی

شخصی که نظم فردی دارد نیازمند آن است که صدای منفی درون ذهن خود را نیز نظم دهی کند. همان طور که قبلا گفتیم ما همگی نکوهشگر درونی داریم؛ بنابراین وقتی با مشکلی در خصوص نظم فردی خود مواجه شدید، این نکوهشگر فریادهایی بر سر شما می زند مثل اینکه «ببین می دانستم نمیتوانی آن کار را انجام دهی!» یا «ادامه بده این بار هم باشگاه را نادیده بگیرا» به جای آن می خواهید به آن نکوهشگر درونی بیاموزید که یک آموزگار درونی باشد. باید سعی کنید خودتان را شاد نمایید. خودتان را تشویق کنید و به خودتان اطمینان دهید که انتخاب های درستی داشته اید.

به این فکر کنید که اگر بخواهید یک دوست یا بچه ای را برای رسیدن به اهدافش تشویق کنید به او چه می گویید و همین سخنان را به خودتان بگویید و حامی خودتان باشید!

برای کمک به نظم فردی خود، نیازمند آن هستید که نکوهشگر درونی را به یک آموزگار درونی تبدیل نمایید.