آدم‌های زیادی هستن که مدام در حال سر و کله زدن با پارتنرشونن. خیلی‌هاشون نامزد کردن یا قصد دارن با هم ازدواج کنن! اما برای خیلی از این آدما بهتره که نکن! چون ازدواج بر پایه دلايل غلط، عواقب خیلی بدی داره، چه به لحاظ احساسی و عاطفی، چه به لحاظ اجتماعی و چه به لحاظ اقتصادی!

دلايل بد برای ازدواج

اگه موافقید بریم ببینیم این دلایل چی هستن. فقط اجازه بدید قبلش به موضوعی رو خدمتتون بگم، اکثر دلایلی که در ادامه اومده بسیار واضح و حتی کمی مسخره هست ولی برای بیشتر آدما متأسفانه خیلی سخته که نگاه عینی و دقیقی به انگیزه‌هاشون داشته باشن. گاهی مقاصد اصلی زیر چند لایه دیگه مخفی شدن و نیازه یکی حسابی تکونشون بده تا به سطح بیان و بتونین مشاهده شون کنید.

دلیل وحشتناک اول: ازدواج برای حل مشکلات ارتباطی

بنا به دلایل نامشخصی خیلی‌ها به ازدواج به عنوان یه چوب جادویی نگاه می‌کنن که قرار عجی مجی کنه و تمام مشکلات، جنگ و دعواها و رفتارهای سمی در دوران دوستی رو نیست و نابود کنه. این طرز فکر به شدت غلطه!

یادتون باشه که با ازدواج کردن عموما ابعاد متفاوت رابطه شما تقویت میشه. یعنی چی؟ یعنی اینکه اگه عاشقانه همدیگه رو دوست داشته باشین و با احترام با هم برخورد کنین، انتظار ما اینه که عشق و احترام بعد از ازدواج بين‌تون روز به روز پر‌رنگ‌تر می‌شه.

اما بدبختی اینجاست که این قانون، 100٪ برعکسش هم حاکمه! یعنی اگه تو دوره دوستی و آشنایی نمی‌تونین با همدیگه ارتباط خوبی داشته باشین، عدم ارتباط صحیح بعد از ازدواج، وضعیت بدتری به خودش میگیره. یعنی اگه برای هم احترام قائل نیستین، رو مخ هم راه می‌رید، بهم اطمینان ندارید، به حقوق هم احترام نمی‌ذاريد، نسبت به هم مسئول و پاسخگو نیسیتد و نمی‌تونید نسبت به هم تعهد داشته باشید، یادتون نره که با ازدواج کردن هرگز هرگز هرگز قرار نیست اوضاع رابطه‌تون درست بشه که هیچ، تازه بهتون قول میدم اوضاع بدترم می‌شه.

اساسا وقتی ازدواج می‌کنین، اگه شرایط خوبی داشته باشین، “ممكنه” اوضاع بهتر هم بشه اما اگه شرایط بدی داشته باشین، “قطعا” اوضاع بدتر از سابق می‌شه.

دلیل وحشتناک دوم: ازدواج به دلیل ترس از تنها موندن

تنها موندن برای خیلیا واقعا مزخرفه، اما چیزی که مزخرف‌تر از تنهاییه، ازدواج با آدمیه که فقط داشته تصادفی از کنارتون رد می‌شده و شما از ترس تنها موندن بهش بله گفتین.

احتمالا این جمله معروف رو دیگه خیلی شنیدین، اما منم یه بار دیگه تکرارش می کنم بلکه تلنگری باشه، هیچ کس در کنار آدمی که از کنار خودش بودن لذت نمی بره، لذت نمی بره.

منظورم اینه هیچ کس از بودن در کنار آدمی که از تنهایی‌اش لذت نمی بره، خوشحال نمی‌شه. یعنی شما قبل از اینکه یه نفر دیگه رو خوشحال کنین، باید بتونین خودتون رو خوشحال کنین و اگه نیاز دارین یه نفر دیگه وارد زندگی‌تون بشه تا آدم خوشحالی بشین، پس آدم خوشحالی نیستین. مشکل هم می دونین کجاست؟ مشکل تو ارزیابی و قضاوت شما از خودتونه.

یعنی برای نظر دیگران درباره خودتون بیشتر از نظر خودتون ارزش قائل هستین و بازم يعنی فکر می‌کنین ارزش شما به عنوان به انسان توسط بودن کنار کسی که هستین تعریف میشه. بنابراین پیشنهاد می‌کنم اول ببینین چه هویتی دوست دارین داشته باشین. شغلتون رو خیلی جدی بگیرین و به مسائل مالی‌تون حسابی سر و سامان بدین، بعد بگردین اونی که کنارش به وجد میاین رو پیدا کنین. این جمله رو به یاد بسپرید: اگه خواستی، وقتی ازدواج کن که داری از تنهاییت لذت می‌بری!

دلیل وحشتناک سوم : متأهل شدن برای ثابت کردن چیزی

شاید عمه مادرتون مدام تو گوش تون از گذر زمان و تیک تاک ساعت می‌خونه و این‌که قرار نیست دیگه جوون باشین یا پدرتون فکر می‌کنه وقتشه دیگه بزرگ بشین. شایدم والدین‌تون جدا شدن و شما عزم‌تون رو جزم کردین به دنیا ثابت کنین بهتر از اونا هستین، یا این‌که تمام دوستاتون ازدواج کردن و می‌خواین بهشون نشون بدین شما هم فلج نیستین و می‌تونین ازدواج کنین.

گاهی حتی شرایط از این هم مسخره‌تر میشه. طرف به ازدواج به عنوان یه سمبل نگاه می‌کنه، فکر می‌کنه اگه ازدواج کنه چه شاهکاری خلق کرده، یه جوری دست طرف رو می‌گیره تو خیابان با افتخار به این ور و اون ورش نگاه می‌کنه که انگار مدال طلای المپیک طلا رو فتح کرده.

خلاصه اگه می‌خواین یه چیزی رو به به کسی ثابت کنین، لطفا دست نگه دارین، جدی می‌گم، اصلا دلیل خوبی نیست و به فنا میرین.

رفقا دنیا به هیچ جاش حساب نمی‎کنه شما ازدواج کردین، تا حالا میلیاردها آدم این کار رو کردن، قرار نیست کاپ قهرمانی بگیری.

بنابراین اگه دليل‌تون برای ازدواج یکی از این دلایل هست، لطفا ازدواج نکنین، به جاش روی روابط‌تون کار کنین. رفتارهای سمی و سالم رو بشناسین، احساسات، هیجانات و نیازهای خودتون و پارتنرتون رو بشناسین. شناخت این چیزها زمان زیادی می‌بره اما شما رو از کلی رنج و شاید هم طلاق در آینده حفظ می‌کنه.

 

4 دلیل لازم برای ازدواج کردن

خب حالا بریم سراغ اینکه قبل از ازدواج چه کیفیتی رو باید داشته باشید تا بشه رو رابطه برای درازمدت حساب کرد؟ اگه امروز روز تو رابطه تون ویژگی‌های که می‌گم رو تجربه نمی‌کنید، بهتره بدونید و آگاه باشید که خیلی رو ازدواج و تصمیم گیری برای رابطه درازمدت حسابی باز نکنید.

 

با هم می‌جنگید ولی بهم چنگ نمی‌زنید!

خب الان دقیقا میگم که منظورم چیه! رابطه سالم رابطه‌ای نیست که توش بحث نباشه، رابطه سالم رابطه‌ایه که توش بحث‌های سالم و بدرد بخور باشه، یعنی بجای جیغ و داد، ته داستان به یه نتیجه‌ای منتج بشه و تکلیف ماجرا روشن بشه. در واقع به جورایی بحث و جدل اگه به روش درستی انجام بشه برای رابطه خیلی هم خوبه. حالا روش درست بحث کردن چیه؟ اینکه وقتی از دست هم ناراحت میشین به جای حمله کردن به شخصیت طرف مقابل سعی کنین ریشه مشکل رو پیدا کنین. بجای اینکه دنبال مقصر باشید، دنبال راه حل بگردید! بجای تخریب و تحقیر هم، علت مشکل رو شناسایی کنید. مثلا فرض کنین پارتنرتون زمانی که بهش احتیاج داشتین بهتون بی‌توجهی کرده! به جای اینکه بگین تو یه فلان فلان شده‌ای که فقط به نیازهای خودت توجه می‌کنی، می‌تونین اول از همه سعی کنین بفهمن چی دقیقا درونتون اتفاق افتاده؟ واقعا چرا ناراحت شدین؟ بعد سعی کنین همه اینا رو به طرف مقابل تون توضیح بدین. ببینید که آیا وقتی حالتون بده دوست ندارین تنها تو خونه بمونین؟ اگه اینطوره، آیا پارتنرتون اینو می‌دونه؟ و اگه بهش بگین آیا سعی نمی کنه تو اون لحظات کنارتون باشه؟ آره، این روش برخورد آدم حسابیا در روبرو شدن با مشکلاتشون در قبال پارتنرشونه.

بینش تون نسبت به زندگی یکیه

یه لحظه صبر کنین و از خودتون بپرسین: مسیر زندگی‌تون یکیه و ارزش‌ها و باورهای مشترکی دارین؟ سبک زندگیتون به هم میخوره؟ عادات و علايق تون چطور؟ اگه یکی‌تون دوست داره بازیگر بشه و مدام رو فرش قرمز راه بره و اون یکی دوست داره بره تو یه روستای بکر تو یه جای آروم زندگی کنه، دقیقا قراره به کجا برسین؟! یکی این وسط باید رویاش رو رها کنه و این چیزی نداره جز پشیمانی و اندوه. به همین ترتیب اگه یکی‌تون دوست داره كل پولش رو صرف سفر کردن و دور دنیا چرخیدن کنه اما اون یکی ترجیح میده پس اندازه کنه و خونه بخره بازهم به جایی نمی‌رسین. یادتون باشه اگه حتی یکی از شماها قرار باشه رویاهاش، شغلش، احساسش یا علایقش رو بی خیال بشه، ارزش‌ها و باورهاش رو سرکوب کنه رابطه‌تون با شکست مواجه می‌شه. می@دونم، فکر کردن به این مسائل خیلی چالب نیست، ولی خب واقعیت همینه که هست، کاریشم نمی‌شه کرد.

دوستی محکمی بین تون هست

واقعیت اینه که تو رابطه دراز مدت هیجانات، گرومب گرومب کردن قلب، عشق های آتشین و تمایلات جنسی میان و میرن و تا ابد قرار نیست عین روزهای اول عاشق و معشوق باشین. واسه همین هم باید با کسی ازدواج کنین که بتونین روی اون حساب کنین و نه تنها عشق تون باشه بلکه دوستتون هم باشه. یعنی باید بتونید تو بالا و پایین های زندگی کنار هم باشین. از هم خسته نشین اما اگه به تنهایی احتیاج داشتین بتونین همدیگه رو با خیال راحت تنها و به خواسته پارتنرتون احترام بذارین از همه مهمتر باید بتونین به خودتون به عنوان “ما” نگاه کنین انه من و تو. این دیدگاه نتیجه ارزش های مشترک، محبت و احترامه. البته که شما به قوانین همدیگه احترام میذارين اما در نهایت مثل یه تیم هستین و اهداف مشترک دارین. از طرف دیگه اگه احساس می کنین پارتنرتون مدام تو کارهای شما دخالت می کنه و استقلالتون رو ازتون می گیره، بدونین یا وصله ناجوری واسه هم هستین یا اینکه ممکنه کلا آدمی باشین که تمایل به اجتناب از بقیه داره و در این صورت ازدواج که هیچ، قبل از شروع هر رابطه ای باید روی این موضوع کار کنین.

ازدواج رو یه پروژه مشترک می بینین نه یه اجبار

هرگز فکر نکنین ازدواج چیزیه که حتما باید انجام بشه. خواهر گلم، جون هر کی دوست داری نگو یا باید منو بگیری یا باید کات کنیم، هیچ وقت هم اجازه ندين کسی شما رو سر این موضوع تحت فشار قرار بده. فکر نکنین چون همه ازدواج می کنن منم باید ازدواج کنم، یا چون با یه نفر خیلی وقته در ارتباط عاطفی هستین حالا دیگه وقتشه با هم ازدواج کنین. ازدواج اجبار نیست و مثل په پروژه می مونه که دو نفر اونو با هم جلو می برن و مثل هر پروژه دیگه ای گاهی ممکنه شما رو به چالش بکشه، اما در عین حال باید هیجان انگیز و برای هر دو طرف با ارزش باشه. ازدواج هدف نیست، فقط یه مدل از دهها مدل از سبک زندگیه.

Rate this post