متأسفانه تو هيچ کلاسی بهمون یاد ندادن که چه جوری پارتنر بی خودی نباشیم یا پارتنر خوبی باشیم. به همین دليل، وقتی کار می رسه به مديريت کردن مهمترین و اساسی ترین جزئیات رابطه، هيچ چی بلد نیستیم. از همون اول با آزمون و خطا میریم جلوتا ببینیم چی میشه و اکثرا هم استراتژی هامون اشتباهه!

آقایون و خانمها یاد گرفتن که به همدیگه و به رابطه شون مثل یک کالا نگاه کنن. به همين دليل، ما به جای اینکه درک کنیم پارتنرمون، شخصیه که باید باهاش احساسات و احترام رو به اشتراک بگذاریم، فکر می کنیم که طرف جز دارایی ماست. متأسفانه اکثر اوقات، پدر و مادرهامون هم چندان الگوی خوبی برای ما نبودن و تو فضای مجازی هم جوری راجع به خانم ها و آقایون صحبت میشه که انگار از دو سیاره جدا اومدن.

اما حالا خوشبختانه، در چند دهه اخیر، تحقيقات روانشناسی زیادی در خصوص چگونگی داشتن یک رابطه عاطفی سالم و شاد انجام شده و از دل این تحقيقات یک سری اصول كلي استخراج شده که اکثرا از این نتایج کسی اطلاعی نداره. حتی بعضی از این قواعد، خلاف چیزیه که ما به صورت سنتی از عشق افسانه ای و طبیعی توقع داریم. در این مطلب، شش مورد از معمول ترین عاداتی که اکثر زوج ها در روابطه شون دارن و تصور می کنن که کاملا سالم و نرمال هست، ولی در واقع میزنه همه چیو خراب میکنه مطرح شده و راه حل درست در ادامه اومده.

اشتباهات مهلک زندگی زناشویی که احتمالا به طلاق منجر می شود!

اشتباه اول، سرزنش کردن همسر بابت اشتباهات گذشته

اشتباه اول اینه که یک یا هر دو طرف رابطه، سعی کنن مدام پارتنرشون رو بابت اشتباهات گذشته سرزنش کنن. این قضیه به سه دلیل اشتباهه،

  • اول اینکه شما با این کارتون دارید از اشتباهات گذشته سوء استفاده می کنید تا حقیقت امروز رو نبینید.
  • دوم هم اینکه شما با بازگو کردن اشتباهات گذشته باعث میشید که احساس گناه و تلخی اتفاقات گذشته مجددا در طرف یادآوری بشه، بدون اینکه دردی از شما دوا بشه.
  • سوم این که، اگه این روش بخواد ادامه پیدا کنه، به جای حل کردن مشكل فعلی تون، وقت و انرژیتون صرف ثابت کردن اینکه کی در گذشته، بیشتر مقصر بوده خواهد شد.

در واقع رقابت دیگه سر اینکه کی چقدر خوبه نخواهد بود، جنگ سر این خواهد بود که کی کمتر بده! عجب جنگ مسخره ای!

مثلا اگه دو سال پیش همسرتون تويه جمعی با رفتار نامناسبش باعث خجالتتون پیش بقيه فامیل شد و امروز، شاهد بی توجهی از جانب ایشون نسبت به خودتون بودید، مسایل رو لطفا با هم قاطی نکنید، اون اتفاق دوسال پیش هیچ ربطی به اتفاق امرور نداره!

پس حواست باشه که یهو اشتباه گذشته رو از قبر بیرون نکشی وهمه چوروبا هم قاطی نکنی.

باید متوجه باشید که وقتی انتخاب می کنید با فردی در رابطه باشيد، یعنی ایشون رو با تمام رفتارهای گذشته اش، پذيرفتيد. اگه اون رفتارها رو نپذیرید، در نهایت به این معنیه که اون آدم رو نپذيرفتيد. اگه یک سال پیش، چیزی شما رو آزرده خاطر کرده، باید همون یک سال پیش حلش می کردید.

اشتباه دوم، توقع درک شدن بدون حرف زدن

به جای بیان شفاف خواسته يا افكارتون، سعی کنید یه جوری به طرف حالی کنید که خودش بفهمه جریان از چه قراره. یعنی به جای اینکه دقیقا برای پارتنرتون توضیح بدید که چه چیزی باعث ناراحتی شما شده، کارهایی انجام میدید که اون رو هم ناراحت کنید. این کار غلطه، چون نشون میده شما دو نفر، برای ارتباط واضح و مشخص با هم دیگه، احساس راحتی و صمیمیت نمی کنید.

حالا بیاید به جای این کارها، خواسته ها و احساساتتون رو به طور مشخص، بيان كنيد. واضح و بی پرده بهشون بگید که چی لازم دارید، چی خوشحالتون می کنه و چی آزارتون میده.

اشتباه سوم، تهدید به قطع رابطه

این اشتباه زمانی رخ میده که یکی از طرفین رابطه، یه انتقاد یا شکایت ساده داره، یا مرتكب يه اشتباهی تو رابطه میشه ولی طرف مقابل، با تهدید کردن به قطع كل رابطه، درصدد گرفتن باج احساسيه. مثلا طرف احساس می کنه که مدتی باهاش سرد بودید، به جای اینکه بیاد بگه “احساس می کنم گاهی با من سردی”، میگه “من نمی تونم با کسی باشم که با من سرد رفتار میکنه!”

چرا این کار غلطه؟ چون در این فضا، هر چیز کوچیکی تو رابطه، تبدیل به بحران میشه. باج گرفتن احساسی کلی مشکلات اضافه به بار میاره. لازمه که هر دو نفر بدونن که می تونن به راحتی راجع به مشکلات، با هم حرف بزنن، بدون اینکه کل رابطه زیر سوال بره یا تهدید بشه. در غیر این صورت، کم کم افراد، احساسات و افکارشون روسرکوب می کنن، که بعدش محیطی از بی اعتمادی و سواستفاده گری به وجود میاره.

خاطرتون باشه که این خیلی طبیعیه که شما از طرف مقابلتون ناراحت بشید یا بعضی رفتارهای اون رو نپسنديد، این یعنی انسان نرمال بودن! ولی متوجه باشید که متعهد بودن به یک نفر، ارتباطی با اینکه از همه رفتارهاش خوشتون بیاد نداره. میشه کاملا به فردی متعهد بود، ولی گاهی ازش عصبانی شد یا حتی رنجيد. تمام تحقیقات در حوزه زوج درمانی نشون دادن زوجهایی که بتونن نسبت به هم انتقاد رو بپذيرن، در بلند مدت، رابطه و تعهد عمیق تری نسبت به هم خواهد داشت.

اشتباه چهارم، سرزنش کردن طرف مقابل به خاطر احساسات شخصی

فرض کنیم شما بعد از یه روز کاری مزخرف، وقتی منزل تشریف میارید همسرتون پای تلفن بوده و با مشتریهای شركتش صحبت می کرده. یا اینکه وقتی در آغوشش گرفتين، حواسش به شما نبوده. شما دلتون میخواسته كنار هم بشینید و فیلم ببينيد، در حالیکه ایشون تصمیم داشته با دوستاش بره بیرون. در این موقعیتها ممكنه تصور کنید که عجب پارتنر بی احساسی دارید چون ازش انتظار داريد خودش باید می فهمیده که برای شما چه کاری رو باید می کرده!

خودجوش باید می فهمیده که تلفن رو قطع کنه و براساس حال روحی مزخرف شما، دوستاش رو می پیچونده. از نظر شما پارتنرتون حق نداشته که بدون اجازه گرفتن از شما، برنامه ای بچينه، اون باید کارهایی مثل کتاب خوندن و فیلم دیدنش هم موقعی باشه که تو حال شماست. قرار مدار با رفيقهاش باید موقعی باشه که تو حال شماست.

از نظر این افراد، وقتی که ناراحت هستین، همه خواسته های شخصی طرف مقابل باید کنار برن، چون وظيفه و مسئولیت پارتنرشونه که حال طرف مقابل شون رو بهتر کنن. حالا چرا این کار غلطه؟

چون سرزنش کردن طرف مقابل بابت احساسات شخصی، خودخواهی محضه. بزرگترین مشکلی که این وابستگی ها به بار میارن، اینه که کم کم احساس خشم و رنجش و بیزاری، ایجاد می کنن. البته این کاملا قابل درکه که همسرم گاهی از من عصبانی بشه، چون روز بدی داشته و احتیاج به توجه داره، ولی اگه این که زندگی من حول محور احساسات همسرم بچرخه و تبدیل به یک توقع دائمی بشه خیلی زود باعث تلخی و کنترلگری میشه.

بیاید به جای این کارا، نسبت به احساسات شخصی تون مسئولیت پذیر باشید و از پارتنرتون هم انتظار مشابهی داشته باشيد. بين حمایت کردن و مسئول احساسات طرف مقابل بودن، خیلی فرق هست! هر فداکاری، باید یک انتخاب خودمختار باشه و نه به شكل توقع و انتظار. به محض اینکه دو نفر، نسبت به احساسات همديگه، مقصر شناخته بشن، شروع می کنن به پنهان کردن احساسات واقعی شون و کنترل کردن همدیگه. شما باید بدونید که پارتنر شما در بسیاری از اوقات مسئول احساسات شما نیست.

اشتباه پنجم، نمایش حسودی عاشقانه

یعنی وقتی پارتنر شما در حضور شخص دیگه ای، حرف میزنه، می خنده، وقت می گذرونه، يهو قاطی می کنید و عصبانی می شید؛ بعد این عصبانیت رو سر بنده خدا خالی می کنید و در ادامه تلاش می کنید که رفتارش رو کنترل کنید. این داستان منتهی میشه به کارهای دیوونه واری مثل هك کردن ایمیل طرف، چک کردن پیام هاش وقتی داره دوش می گیره یا حتی تعقیب کردنش و سر زدن گاه و بیگاه، به محل کارش.

واقعا اینکه بعضی افراد، این کارها رو، نشونه عشق و علاقه میدونن، باعث تعجب منه. فکر می کنن، اگه طرفشون حسودی نکنه، يعني دوسشون نداره. این واقعا طرز فکر کاملا احمقانه و کنترل گرایانه اس. مشکلات و دعواهای اضافه و بیخودی ایجاد می کنه و به طرف مقابل پیام بی اعتمادی منتقل می کنه.

اگه بخوام باهاتون صادق باشم، کمتر مردی می تونه با همچین زنی در رابطه باشه. بیاید به جای این کارا، به طرف مقابل تون اعتماد کنید. اعتماد ریشه رابطه س. میدونم، گاهی حسادت طبيعيه. ولی رفتارهای کنترل گرایانه وحسادتهای شديد، نشون دهنده وجود يه مرض جدی در شماست و به هر ترتیبی که شده باید یاد بگیرید که با اینجور احساسات کنار بیاید و مديريت شون کنید، در غیر این صورت، دیر یا زود پارتنرتون رو از دست خواهید داد.

اشتباه ششم، خريد کادو به عنوان راه حلمشکلات رابطه باشه

يعنی هر وقت به مشکل جدی تو رابطه پیش میاد، طرف میاد با هیجان و احساس خوبی که کادو دادن به همراه میاره، روش سرپوش میزاره.

چرا اینکار غلطه؟ شما با این کار، مشکل اصلی رو فرو میکنید زیر فرش، همیشه هم دوباره میاد بیرون و این دفعه حتی اوضاع وخیم تر میشه. این مشکلی نیست که منحصر به جنس خاصی باشه. ولی من معمول ترین مثال رو میزنم. فرض کنید، هر بار که خانمی از شوهرش به هر دلیلی عصبانی و ناراحت میشه شوهرش با خريدن يه تيكه جواهر، يا بردنش به یک رستوران شیک، مسئله رو می پوشونه.

Rate this post