احساس تنهایی مختص آدمهای مجرد و تنها نیست؛ بلکه برعکس، به وجود اومدن این حالت، علیرغم حضور در رابطه عاطفی بلند مدت و متعهدانه، مسئله بسیار شایعیه و دو تا علت مهم داره یا معضلی در اون رابطه وجود داره که توش احساس تنهایی موج‌ میزنه و یا خود شخص، به دنبال پر کردن خلا وجودش، وارد رابطه شده که همچین راهکاری هیچوقت جواب نمیده!

اگه فرض کنیم احساس تنهایی، ناشی از مشکلی در رابطه عاطفی باشه؛ یکی از دلایلش می‌تونه مخدوش شدن یا از بین رفتن تعامل بین اون دو نفر باشه، یعنی طرفین احساس کنن انگار با هم غریبه شدن. ترس ناشی از آسیب پذیر بودن مقابل همدیگه هم شدیدا می‌تونه به احساس غریبگی در رابطه دامن بزنه.

یعنی زمانی که شما نمی‌تونید با شفافیت، در مورد عمیق‌ترین و آزاردهنده‌ترین افکار و احساساتتون با شریک‌تون که قراره نزدیک ترین شخص به شما باشه صحبت کنید، نتیجه‌ش‌ میشه احساس غریبگی!

علت دیگه، مقایسه رابطه‌تون با اونچه که در فضای مجازی کوفتی از روابط بقیه می بینید، هست. چرا که به واسطه این مقایسه ها، احساس کمبودی در شما متبلور میشه که باعث میشه به مرور و به طور غیرارادی، بین خودتون و پارتنرتون فاصله ناخوشایندی ایجاد بشه و در بطن این فاصله، احساس تنهایی، فرصتی برای جوونه زدن پیدا می‌کنه.

روش های درمان و رفع احساس تنهایی بعد از ازدواج

حالا باید چه کرد؟ در قدم اول با پارتنرتون در مورد این احساس حرف بزنید؛ قول میدم این احساس تنهایی در ایشون هم حضور دارد، بنابراین احساس تنهایی تون رو در چارچوب رابطه تون بررسی کنید:

  • آیا شدت این تنهایی، زمانی که در کنار هم هستید بیشتر میشه؟
  • آیا احساس تنهایی در شما، بیشتر از زمانی شده که در این رابطه نبودید؟
  • آیا زمانی بوده که در مقایسه با الان، از طرف شریک عاطفی تون احساس رضایت خیلی بیشتری رو تجربه کرده باشید؟

اگر پاسخ تون به سوالات بالا مثبت هست و هر دو تصمیم دارید شرایط رو اصلاح کنید، لازمه که مرتب و مداوم، با لحنی عاری از قضاوت، سرزنش و اتهام ا صرفا به هدف شناسایی آسیبهای احتمالی رابطه تون و پیدا کردن روشی برای حل و فصل شون، با همدیگه حرف بزنید.

به علاوه، توی صحبتهاتون، سعی کنید زاویه دید طرف مقابل و هر فاکتور استرس زای بیرونی که می تونه باعث و بانی این دوری عاطفی شده باشه رو در نظر بگیرید.

توصیه می کنم که طی این مسیر، حتما از کمک متخصص زوج درمانگر، برای آموزش دیدن شیوه های سالم و موثر ارتباطی، برای کاهش تنش بینتون و تنظیم و مدیریت احساسات خودتون، قبل از ورود به یک مکالمه دو نفره، استفاده کنید.

و اما در مورد فرض دوم که میگه…

فرض دوم که میگه احساس تنهایی، ناشی از خلاهای درونی خود طرفه؛ اگر بعد از حرف زدن با پارتنرتون متوجه شدید که ایشون میتونه با مثالهای کاملا مشخص و درست نشون بده که صادقانه، برای رضایت عاطفی شما تلاش کرده، اونوقته که احساس تنهایی شما ناشی از رابطه تون نیست، احتمالا خیلی قبل تر از شروع این رابطه همراه تون بوده و به مسائل درونی خودتون برمیگرده.

در این صورت، به سایر روابط تون، چه روابط عاطفی گذشته، چه تعاملاتی که با دوستان و نزدیکان تون دارید نگاه دقیقی بندازین؛

آیا زیاد پیش میاد که علی رغم حضور دیگران دچار این احساس بشید؟

آیا شده که در روابط عاطفی قبلی تون، به محض اینکه هیجان روزهای اول فروکش می کنه، تنهایی سراغ تون بیاد

در واقع، شما باید بررسی کنید که آیا احساساتی که تجربه می کنید، بیشتر از اون که مختص پارتنرتون و رابطه عاطفی امروز شما باشن، یک الگوی تکراری و همیشگی هستن یا نه؟

از اینجا به بعد، باید به جای تلاش برای از بین بردن این حالت، باهاش رو به رو بشید؛ شاید به نظرتون عجیب باشه، اما روش کاهش حس تنهایی، لزوما محاصره کردن خودتون با آدمها نیست.

اتفاقا شما باید راحت بودن با تنهایی رو یاد بگیرید، تا دیگه ازش اجتناب نکنید؛ پس برای شروع این مسیر، خوب بررسی کنید که چه احساسات و افکاری در زمان های تنهایی، درون شما میجوشه و بالا میاد که تحملش رو براتون انقدر سخت میکنه؟

دقیقا وقتی به این نقطه برسید و ریشه رو کشف کنید، تازه میتونید برای رفعش اقدام کنید. راستی، توی این راه، کمک گرفتن از رواندرمانگر فردی رو هم فراموش نکنید.

Rate this post