اکثر شرکت های بزرگ سال ها قبل از اینکه با تولیدات شان توجه دنیا را به خود جلب کنند در گمنامی به سر می بردند. در واقع آنها هم مثل سایر شرکت ها به نظر می رسیدند تا اینکه یک نقطه تحول موجب شد دیگران را پشت سر بگذارند.

پیشرفت و تحول یکباره به وجود نمی آیند. برخلاف نظر عامه این شرکت ها برای متحول کردن امورشان مدیران جدید گران قیمت استخدام نمی کنند. (این نشانه شرکت های متوسط است.) و علیرغم اینکه نتایج چشمگیر آنها بعضی مواقع باعث می شود موفقیت آنها سریع به نظر برسد این جهش در پی سال ها تلاش رخ داده است، چیزی که کالینز آن را«حرکت دادن یک چرخ سنگین» می خواند.

داروخانه زنجیره ای والگرینز یکی از شرکت های قدیمی است که چهار دهه دنباله رو بازار عمومی بود تا اینکه در سال 1975 این شرکت از این وضعیت معمولی خارج شد و به موفقیت چشمگیری رسید. سهام این شرکت از سال 1975 تا سال 2000 در بازار بورس 15 برابر رشد داشت. یعنی این رشد دو برابر رشد ستاره دنیای تکنولوژی، شرکت اینتل، پنج برابر شرکت موفق جنرال الکتریک و هشت برابر شرکت مشهور کوکاکولا شد. چنین ترقی ناگهانی و با ثباتی را چطور می توان توجیه کرد؟

چکیده کتاب “از خوب به عالی”

برای یافتن پاسخ این پرسش جیمز کالینز دست به یک تحقیق پنج ساله زد. او می گوید بر اساس عملکرد فوق العاده 11 شرکت بزرگ که حداقل 15 سال تجربه کاری داشته اند، به پاسخی دست یافته است که در کتاب «از خوب به عالی: چرا بعضی از شرکت ها جهش می کنند و بعضی دیگر خیر» آورده شده است. این شرکت ها عبارتند بودند از:

  • شرکت فنی مای (یک موسسه مالی)
  • شرکت ژیلت (تولید کننده تیغ ریش تراشی)
  • کیمبرلی کلارک (تولید کننده دستمال کاغذی و پوشاک بچه)
  • کروگر (سوپرمارکت های ارزان فروش)
  • نوکر (تولید کننده فولاد)
  • فیلیپ موریس (تولید کننده سیگار، شکلات و قهوه)
  • پیتنی بوز (تولیدات کننده تجهیزات اداری)

کالینز هرکدام از این شرکت ها را با شرکتی مشابه که در سطح خوب مانده بود مقایسه کرد (به عنوان مثال اکرد در مقابل والگرینز.)

جیمز کالینز از این تحقیق به چه نتایجی رسید؟

چکیده کتاب از خوب به عالی

اشاره به شیوه خاص رهبری در کتاب از خوب به عالی

وقتی کالینز تحقیقش را شروع کرد واقعا علاقه ای به موضوع رهبری نداشت. او می خواست از عقده «رهبر بزرگ» بسیاری از شرکت ها و سازمان ها که تصور می کردند با استخدام یک مدیر خبره وضعیت شرکت از این رو به آن رو می شود، فاصله بگیرد. او فهمید که رهبری، فوق العاده اهمیت دارد ولی نوع رهبری که برای یک شرکت، بزرگی می آورد برای او غافلگیر کننده بود. رهبران بزرگ شرکت ها ترکیب غیر عادی صفات جاه طلبی و تواضع را با هم دارند، بیشتر به لینکلن و سقراط شباهت دارند تا ژنرال پاتن یا سزار. کالینز در وصف داروین اسمیت، رئیس شرکت کامبرلی کلارک، می گوید او آدمی خجالتی و افتاده و از سوی دیگر بسیار جدی و با اراده است.

رهبرانی از این دست در ظاهر جاه طلب به نظر نمی رسند زیرا انگیزه و عزم شان را در راه تضمین موفقیت دراز مدت شرکت شان هدایت می کنند. آنها مایل نیستند در مورد خودشان صحبت کنند، در عوض اشاره آنها به آدم های بزرگی است که در موفقیت شان سهم داشتند و همواره شکرگزار هستند. کالینز متعجب بود که با توجه به شواهد موجود مبنی بر تلاش سخت، این افراد همواره در مورد موفقیت فردی و گروهی شان دم از شانس می زدند. به علاوه این دسته از رهبران به تولیدات شرکت شان، هرچند معمولی، علاقه خاصی دارند. برای مثال صاحبان کارخانه ژیلت تنها از روی علاقه و اشتیاق 200 میلیون دلار برای تولید تیغی جدید با مارک (Mach3) هزینه کردند که موفقیت بزرگی نصیب آنها کرد.

به قول کالینز این رهبران سطح پنج از آنجایی که اولویت اول شان شرکتشان است مطمئن هستند که نقش جانشینان آنها در راه موفقیت اگر بیشتر از ایشان نباشد کمتر نیست. در عوض مدیران شرکت های مشابه از کارکنان شان می خواهند سابقه ای برجسته از خودشان به جا بگذارند تا کسی نتواند جانشین آنها شود. رهبران سطح پنج عمدأ بسیار آرام و بی سر و صدا هستند. زیرا معتقدند آدم های معمولی و بی سر و صدا نتایج فوق العاده ای تولید می کنند. آنها فکرش را هم نمی کنند که برای رسیدن به ثروت سهم خودشان را به خریداران با وام با خریداران عمده بفروشند. وجود آنها در شرکت برای بزرگی آینده شرکت است، حتی اگر رسیدن به این بزرگی بعد از دوره آنها اتفاق بیفتد. بسیاری آنها مدت ها بعد از دوره بازنشستگی همچنان در شرکت کار می کنند.

کارکنان مناسب

تصور رایج این است که اگر می خواهید شرکتی بزرگ داشته باشید ابتدا باید آرمانی را در نظر بگیرید و به دنبال آن بهترین کارکنان را برای استخدام پیدا کنید. ولی کالینز و تیم او فهمیدند که مدیران اجرایی شرکت هایی که راه پیشرفت را طی کرده اند مسیری معکوس را طی کردند: آنها ابتدا کارکنان مناسب را سوار بر قطار کرده و کارکنان نامناسب را از آن پیاده کردند و بعد تصمیم گرفتند که به کدام سمت حرکت کنند.

چنین رویکردی چه مزایایی دارد؟ اگر شما از روز اول بهترین کارکنان را استخدام کنید آنها برای هر تغییر جهت یا استراتژی آمادگی خواهند داشت. از آنجایی که آنها در آرزوی رسیدن به بزرگی با شما سهیم هستند مجبور نخواهید شد به آنها انگیزه بدهید زیرا آنها از قبل انگیزه لازم را کسب کرده اند. جالب توجه اینکه چنین شرکت هایی یک حقوق معمولی به کارمندان شان می دهند و از آنجایی که کارکنان هدفی بالاتر از پول را انتخاب کرده اند، پول و پاداش برای انگیزه بخشیدن به آنها عامل مهمی محسوب نمی شود.

سرانجام اینکه، فرهنگ حاکم بر شرکت های برتر اگرچه سختگیرانه است ولی سنگدلانه نیست. سختگیری یعنی اینکه هرکس می داند چه معیارهایی را باید رعایت کند و اگر نتواند به چنین معیارهایی برسد می داند که باید از آنجا برود. از سوی دیگر سنگدلی فقط ویژه شرکت های خوب است. در این شرکت ها با حداقل ملاحظه ممکن است در راه تجدید ساختار با تصمیمی از بالا یک مجموعه به کلی منحل شود و در نتیجه هزاران نفر از کار بیکار شوند. چنین جو ترسناکی ماهیت زیان آور و تضعیف کننده انگیزه است. اما کارکنان شرکت های برتر به شرکت وفادار هستند و این باعث می شود بهترین باشند. به قول کالینز آنها می دانند که: «رویای بزرگ بدون وجود آدم های بزرگ بی معنی است.»

نکته نهایی و پیام اصلی کتاب از خوب به عالی

صداقت محض

شرکت های برتر با تکیه بر واقعیت ها تصمیم می گیرند و همین موضوع آنها را از دیگر شرکت ها متمایز می کند. آنها برای رسیدن به اهدافشان به هوس های مدیریت یا توهم بزرگی متکی نیستند بلکه دائم خودشان را ارزیابی می کنند.

کالینز متوجه شد که رهبران کاریزماتیک می توانند سد راه موفقیت یک شرکت باشند زیرا کارکنان آن به جای اینکه بر پایه اطلاعات، تصمیم گیری کنند تفکر مدیر را مرجع تصمیمات شان قرار می دهند. شرکت های عالی خواستار شنیدن واقعیت ها هستند و برای آنها تفاوتی ندارد که این واقعیت از جانب چه کسی بیان شود. در آنها فرهنگ پرسش گری و فضای باز حاکم است و اطاعت کورکورانه فرهنگ آنها را فاسد نکرده است.

جیمز کالینز در کتاب از خوب به عالی از قول وینستون چرچیل می گوید: «من نیازی به خیال بافی های شور انگیز نداشتم. واقعیات بهتر از خیالاتند.» علاوه بر این چرچیل به خاطر نگرش «تسلیم ناپذیری» اش معروف بود. شرکت های برتر هم با اینکه آماده روبرو شدن با واقعیت های سخت هستند باور دارند که در نهایت پیروز خواهند شد.

دلیلی برای بودن

شرکت های برتر یک ایده یا نقطه تمرکز دارند که همه اعمال آنها را هدایت می کند. پالایش این ایده ها به سال ها وقت نیاز دارد ولی وقتی ایده هایشان از آب و گل در بیایند به دلیل تفاوتی که با اهداف سایر شرکت ها دارد رسیدن به آنها موفقیت فوق العاده ای محسوب می شود.

والگرینز به عنوان شاخص کارش داروخانه هایش را در بهترین نقاط ممکن با سود دهی بالا نسبت به جذب مشتری انتخاب کرده است. ولز فارگو برای اینکه بزرگ ترین بانک آمریکایی در سطح جهان شود سعی نکرد از سیتی کراپ یا آمریکن بانک سبقت بگیرد در عوض با تمرکز روی منطقه غرب ایالات متحده آمریکا سعی کرد به بانکی با سود دهی بالا تبدیل شود.

کالینز در راه رسیدن به برتری الگویی دارد که از سه حلقه تشکیل می شود. اولین حلقه این است که بدانید در چه زمینه ای بهترین هستید. این امر مستلزم ارزیابی واقع بینانه توانایی هایتان است؛ در اینجا منظور خودپسندی یا کاری که در آن سر رشته دارید نیست؛ شاید شما در کاری که همیشه انجام می دهید بهترین نباشید. حلقه دوم محرک موتور اقتصادی شماست؛ یعنی جایی که دقیقا سود فراوانی برای شما نهفته است. حلقه سوم شور و شوق شماست: به زبان ساده، فقط کاری را انجام بدهید که عمیقا به آن عشق می ورزید. اگر شما بتوانید کاری را پیدا کنید که واقعا در آن بهترین هستید، عاشق انجام آن هستید و برایتان پولساز است، مقدمات پروژه ای بزرگ را در اختیار دارید. اگر دو مورد از این سه مورد را دارید، فقط می توانید به موفقیت برسید، نه به برتری.

فقط خواندن فصلی که این الگو را توضیح می دهد ارزش خریدن این کتاب را دارد و شما می توانید از این الگو به یک نسبت هم در زندگی فردی و هم در جایی که کار می کنید بهره ببرید. دقیقا به دنبال چه چیزی هستید؟ می توانید آن را در چند عبارت خلاصه کنید؟ در غیر این صورت تلاش شما احتمالا پراکنده یا فاقد انرژی لازم است، درست مثل شرکت هایی که فقط «خوب» هستند.

استفاده عاقلانه از فناوری

کالینز می گوید فناوری هرگز اساس رسیدن به بزرگی نیست ولی مدیریت چرا. مدیران شرکت های برتر به ندرت از فناوری به عنوان عامل اصلی موفقیت یاد کردند. آنها هرگز نگفتند: «این فناوری باعث موفقیت شرکت می شود بلکه بیشتر می گفتند:«ما برای پیشرفت در کاری که انجام می دهیم می توانیم از این فناوری استفاده کنیم.» شرکت هایی که برتر نیستند بدون وجود یک فرهنگ فرصت شناسی فناوری را فقط به خاطرخود فناوری انتخاب کردند ولی شرکت های برتر وقتی دیدند فناوری با هدف برتر آنها سازگاری دارد برای رسیدن به برتری از فناوری استفاده کردند.

کالینز این گونه ارزیابی می کند که «فناوری به خودی خود هرگز نه عامل برتری و نه عامل سقوط یک شرکت است.» ولی استفاده عاقلانه از آن بخشی از فرهنگ شرکت هایی است که به برتری رسیده اند.

نکته نهایی و پیام اصلی کتاب “از خوب به عالی”

تحقیق برای نوشتن کتاب از خوب به برتر در اوج ظهور «اقتصاد جدید» انجام شد. کالینز در مورد این دوره می گوید:«ما وارد مرحله برجسته ای از تاریخ شده بودیم که ایده ساختن یک شرکت بزرگ عجیب و از مد افتاده به نظر می رسید. برخورداری از فرهنگ «انضباط»، یکی از ویژگی های مهم شرکت های برتری که او شناسایی کرده بود، در واقع از مد افتاده به نظر می رسید. معلوم شده بود که این شرکت ها از آن جهت به برتری نرسیدند که در زمان مناسب در صنعتی مناسب کار می کردند بلکه علت برتری آنها این بود که توانایی های منحصربه فردشان را شناسایی و روی آنها سرمایه گذاری کرده بودند.

این نتیجه گیری بسیار شبیه نظریات دیوید لاندز در کتاب «ثروت و فقر ملت ها» است که می گوید هرچند جغرافیا و منابع طبیعی (شانس) به یقین در توسعه کشورها نقش دارند ولی آنچه آنها را به سعادت رساند فرهنگ تلاش و کار بود.

کالینز قبل از نوشتن کتاب از خوب به برتر، کتاب مشهور «ساخته شده برای جاودانه ماندن» را نوشت که موضوع آن شرکت های رویایی و نمونه است که با گذشت زمان امتحان خودشان را پس داده اند. کالینز می گوید کتاب از خوب به برتر، دستور العمل رسیدن به مرحله اولیه برتری است در حالی که ارزش کتاب «ساخته شده برای جاودانه ماندن» این است که می تواند به شما نشان بدهد که چطور در برتری بمانید.

کالینز می گوید به نظر او کتابش ضرورتا در مورد فعالیت های اقتصادی و شرکت ها نیست. اصولی که در این کتاب آمده است برای هر نوع سازمانی کاربرد دارد و او به صراحت عنوان می کند که شما می توانید در زندگی تان هم آنها را به کار بگیرید. میزان الهام بخشی این کتاب ها برای شما حیرت آور است، نکته هیجان انگیز در مورد این کتاب فهم این نکته است که موفقیت را می توان اندازه گیری کرد و درس های آن را با شیوه ای خاص به کار گرفت. شما با این دو کتاب اصولی پژوهش شده را برای موفقیت در دست خواهید داشت که بر اساس آن نتایج بر جذابیت، مقدم است.

در باره جیمز کالینز نویسنده کتاب ازخوب به عالی

در باره جیمز کالینز نویسنده کتاب “ازخوب به عالی”

کالینز در حال حاضر ریاست یک «آزمایشگاه مدیریت» را در شهر بولدر ایالت کولورادو برعهده دارد که روی شرکت هایی مطالعه می کند که سال هاست برتری خود را حفظ کرده اند. علاوه بر این او در دانشکده بازرگانی دانشگاه استانفورد مشغول به کار است و قبلا هم در شرکت مکینزی و هیولت پکارد سمت هایی داشته است.

کتاب های دیگر جیمز کالینز که عبارتند از «فراتر از کارآفرینی»، «ساخته شده برای جاودانه ماندن»، «عادت های موفق شرکت های دور اندیش» بیش از یک میلیون نسخه فروش داشته اند.

 

Rate this post