انسان هر کاری را می تواند انجام دهد، اگر هیچ کار دیگری انجام ندهد. چارلز دیکنز
رابرت ليند، جامعه شناس، می گوید: «دانش، قدرت محسوب می شود به شرطی که بدانید به چه چیزهایی فکر نکنید.»
تفکر متمرکز (Focused thinking) هرگونه حواس پرتی و به هم ریختگی ذهنی را از بین می برد تا بتوانید روی یک موضوع متمرکز شوید و با نظم و ترتیب فکر کنید. مهم نیست هدف شما بالابردن نقشتان در یک نمایش باشد یا می خواهید یک طرح تجاری را پیاده کنید، سودتان را بالا ببرید، قلمرو کاری سازمان خود را گسترش دهید یا مشکلات شخصیتان را حل کنید؛ به هر حال باید روی آن موضوع متمرکز شوید. البته این کار، همیشه هم راحت نیست؛ این طور نیست که بتوانید روی هر چیزی که می خواهید، تمرکز کنید. با این حال، اگر هرچه زودتر این توانایی را کسب کنید که با تمرکز روی یک کار، کارهای دیگر را کنار بزنید، می توانید در مسائل مهم تر، پیشرفت بیشتری داشته باشید.

تفکر متمرکز چگونه به موفقیت بیشتر شما کمک می کند؟

عامل تمرکز می تواند در گسترش کیفی ایده های یک فرد مؤثر باشد. تفکر متمرکز نتایج مهمی برای شما به همراه دارد:

1. انرژی لازم برای رسیدن به هدف را تأمین می کند.

خورشید، منبع قدرتمند انرژی است. در هر ساعت میلیاردها کیلووات انرژی از خورشید به زمین می رسد. اما شما با یک کلاه و مقداری کرم ضد آفتاب می توانید ساعت ها زیر نور آن، حمام آفتاب بگیرید بدون این که کمترین بیماری و مشکلی سراغ شما بیاید. از طرفی دیگر، لیزر منبع ضعيف انرژی است که چندین وات انرژی را با هم جمع می کند و در یک مسیر مستقیم قرار میدهد. اما با لیزر می توانید حفره ای در الماس ایجاد کنید یا یک غده سرطانی را از بین ببرید. تمرکز، انرژی و قدرت لازم – چه جسمی و چه روحی – را تقریبا برای هر چیزی فراهم می کند. برای مثال، اگر در ورزش بیسبال تکنیکی را بلد هستید و می خواهید در آن تبحر پیدا کنید، تفکر متمرکز به همراه تمرین به شما کمک می کند. اگر می خواهید فرایند تولید محصول را در خود بهبود بخشید، تفکر متمرکز کمک می کند بهترین شیوه را انتخاب کنید یا اگر می خواهید مسائل دشوار ریاضی را حل کنید، استمرار در تفکر متمرکز شما را به حل مسئله رهنمون می سازد. «برتراند راسل»، فیلسوف معروف فرانسوی، می گوید: «اگر بتوانید مدتی روی موضوعی خاص متمرکز بمانید، می توانید بر مشکلات فائق آیید.» هر چه مشکلات یا مسائل دشوارتر باشند، برای تمرکز و حل آنها به زمان بیشتری نیاز است.

2. تفکر متمرکز به ایده ها زمان می دهد تا رشد کنند.

موج سواری بر ایده ها و پرورش آن ها کار لذت بخشی است به خصوی اگر به همراه تیمی خلاق به طوفان مغزی و تفکر خلاق پرداخته شود. به اشتراک گذاری تعداد زیادی از ایده های خوب، بسیار ارزشمند است چرا که به ایجاد چالش منجر می شود و ذهن انسان را درگیر می کند.
اما برای این که ایده ها را تقویت کنید، باید بیش از این که به تعداد آنها بیفزایید، از بینشان بهترین ها را انتخاب کنید. در طول سال ها به این نتیجه رسیده ام که ایده خوب زمانی می تواند فوق العاده باشد که روی آن تمرکز شود. البته قبول دارم که تمرکز طولانی مدت روی یک ایده، خسته کننده به نظر می رسد. اغلب تنها برای این که بفهمم نمی توانم ایده ای را بهبود بخشم، چند روز روی آن متمرکز می شوم و سعی می کنم آن را تقویت کنم. با این حال، گاهی تلاش من در تفکر متمرکز به نتیجه می رسد. این کار برای من بزرگترین تفریح است. بنابراین وقتی در بهترین موقعیت برای انجام تفکر متمرکز هستید، نه تنها باعث رشد آن ایده می شوید بلکه می توانید برای عملی کردن آن نیز گام بردارید!
معمولا برای تفکر متمرکز به طور منظم – روزانه یا هفتگی – چه مقدار زمان اختصاص میدهید؟

3. تفکر متمرکز باعث شفافیت و روشنی هدف می شود.

تفکر متمرکز از حواس پرتی و به هم ریختگی ذهن جلوگیری می کند، در نتیجه می توانید روی موضوعی متمرکز شوید و با نظم و ترتیب فکر کنید. این نکته بسیار مهم است، چون اگر ندانید هدفتان چیست، نمی توانید به سوی آن حرکت کنید.
یکی از تفریحات مورد علاقه ی من، بازی گلف است. این بازی، بسیار جالب و رقابتی است .من این بازی را دوست دارم چون اهدافش مشخص است. نظر پروفسور «ویلیام موبلی»، از دانشگاه کارولینای جنوبی درباره ی گلف این گونه است:

یکی از مهم ترین موارد در بازی گلف، وجود اهداف روشن است. توپ گلف را می بینید، از حساب امتیازات كل در بازی اطلاع دارید، می دانید که به دست آوردن بیشترین امتیاز نه چندان آسان است و نه چندان دست نیافتنی، متوسط امتیازتان را می دانید و چندین هدف مشخص نیز وجود دارد؛ اهدافی که با توجه به امتیاز کل شما و رقبایتان تعیین می شوند و توپ را به سمت آنها پرتاب می کنید. در فضای کاری هر شخص نیز اهداف انگیزه بخش بسیاری وجود دارند؛ درست مانند آنچه در بازی گلف هست.»
یک روز هنگام تمرین گلف، نوبت من بعد از بازیکنی بود که فراموش کرد پس از زدن ضربه ی آخر و قراردادن توپ در سوراخ، پرچم را کنار سوراخ بگذارد و من چون نمی توانستم هدفم را ببینم، نتوانستم درست تمرکز کنم. تلاش می کردم روی هدفم متمرکز شوم اما خیلی زود ناکام می ماندم. بازی ضعیفی را به نمایش گذاشتم؛ چون هدفم نامشخص بود، تمرکزم از بین می رفت. اگر می خواهید بازیکن ماهر گلف باشید، باید بتوانید تمرکز کنید. این موضوع در فکر کردن نیز صادق است. با تمرکز کردن می توانید هدفتان را بشناسید و به آن نزدیک شوید.
معمولا توانایی هر شخص در تمرکز، به شناخت از خود و نیازهایش بستگی دارد. چه شرایط و فعالیت هایی به شما کمک می کند تمرکز بیشتری داشته باشید؟ چه چیزی باعث می شود بتوانید با تمرکز به فکر کردن ادامه دهید؟

4. تفکر متمرکز شما را به مرحله ی بعدی می برد.

هیچ کس بدون تمرکز نتوانسته است به کمال برسد. نمی توان با کم توجهی به مهارتی، آن را بهبود بخشید. تنها راه حل، گام نهادن به سطح بالاتر تمرکز است. مهم نیست که هدفتان باعث بهبود بازی شما، تقویت برنامه تجاری و اهداف و گسترش مسائل وابسته یا حل مشکلات شخصی می شود یا نه؛ هرچه باشد، باید متمرکز باشید. نویسنده ای به نام «هری ای. اوراستریت» می گوید: «ذهن ناپخته از موضوعی به موضوع دیگر می پرد، اما ذهن پخته و بالغ به دنبال پیگیری یک مسیر تا انتهاست.»
ام. اسکات پک، در کتاب «مسیری که کمتر پیموده شده» با هدف حل مسائل مختلف، داستان هایی از خود و نادانی هایش تعریف می کند. او می گوید هر وقت تصمیم می گرفت تعمیری جزئی انجام دهد یا اشیایی را کنار هم بگذارد و وسیله ای جدید بسازد، همیشه در نهایت گیج، شکست خورده و ناکام می شد. روزی حوالی محل سکونت خود قدم میزد که یکی از همسایگان خود را در حال تعمیر سنگفرش حیاط منزلش دید. اسکات به او گفت: «چقدر در این کار مهارت داری! به تو افتخار می کنم. من هیچ وقت نتوانسته ام این گونه سنگفرش حیاط خانه ام را تعمیر کنم یا کاری شبیه این انجام دهم.
همسایه پک این طور جواب داده بود: «چون هرگز برای آن وقت لازم را نگذاشته ای.» اسکات نسبت به حرف او واکنش نشان داد و تصمیم گرفت ببیند این حرف درست است یا خیر. دفعه بعد با موقعیتی مواجه شد که می بایست کار مکانیکی انجام می داد. او زمانی را به این کار اختصاص داد و روی آن متمرکز شد. در نهایت تعجب، توانست در 37 سالگی آن کار را انجام دهد. او بعدها می گفت آن زمان می دانسته این طور نیست که تقدیر نباشد یا ژنتیکی عقب افتاده، معلول یا هر چیز دیگر باشد. در واقع می بایست در آن حیطه خاص در زندگی اش، با جدیت روی خواسته هایش متمرکز می شد تا بتواند پیش برود. اما اکنون دیگر آگاهانه تصمیم گرفته است روی تخصصش یعنی روان پزشکی متمرکز شود.

با به کار گیری تفکر متمرکز به چه نتایجی می رسید؟

تنها می توانیم در زمینه هایی تغییر، رشد و پیشرفت کنیم که می دانیم به تغییر، رشد و پیشرفت در آنها نیاز داریم. با خودتان روراست باشید. در زمینه تفکر متمرکز، به چه میزان تغییر نیاز دارید؟ اگر بخواهید به آن عمل کنید، چه چیزهایی در زندگی تان تغییر می کند؟ چه تأثیری در حرفه، روابط و مسائل مالی و روحی شما خواهد داشت.

تفکرتان را در چه زمینه هایی باید متمرکز کنید؟

آیا تمام زمینه ها و موضوعات در زندگی این ارزش و شایستگی را دارند که برایشان وقت بگذارید و به طور متمرکز به آنها بپردازید؟ البته که پاسخ منفی است. در تفکر متمرکز انتخاب گر باشید نه اینکه روی تک تک مسائل تمرکز کنید. این انتخاب و گزینش برای من شامل چهار حوزه رهبری (مدیریت)، خلاقیت، ارتباطات و تشکیل شبکه های روابط هدفمند بوده است. شاید انتخاب های شما با انتخاب های من متفاوت باشد. در اینجا چند پیشنهاد برای تشخیص انتخاب هایتان به شما ارائه میدهم:
اولویت های خود را شناسایی کنید

ابتدا اولویت هایتان را برای خودتان، خانواده تان و گروهتان در نظر بگیرید. «ادوارد دی بونو»، نویسنده و متفکر، جایی با کنایه گفته است: «نتیجه ای که به آن قانع می شویم اغلب جایی است که از فکر کردن خسته می شویم!»
متأسفانه بیشتر مردم وقتی انرژی فکرشان تمام می شود، تصور می کنند به اولویت های خود رسیده اند. شما نباید اینطور باشید و به دیگران هم اجازه ندهید برایتان اولویت تعیین کنند.
روش های بسیاری برای تشخیص اولویت ها وجود دارد. اگر شناخت درستی از خودتان دارید، کار را با تمرکز روی توانایی ها و استعدادهای ذاتی تان شروع کنید. هم چنین می توانید روی چیزهایی تمرکز کنید که بیشترین دستاورد و بهترین نتیجه را در آنها به دست می آورید. کاری را انجام دهید که بیشترین لذت را از آن می برید و در انجام آن بهترین هستید. البته باید در هر زمینه ای که انتخاب می کنید، نهایت تلاشتان را بکنید. می توانید از قانون 20/80 استفاده کنید. یعنی 80 درصد انرژی خود را صرف فعالیت هایی کنید که در 20 درصد بالای اولویت هایتان قرار دارند. راه دیگر این است که از فرصت های استثنایی که گاهی به وجود می آیند و منفعت فراوانی به دنبال دارند، بیشترین بهره برداری را داشته باشید. خلاصه این که توجه و تمرکز خود را به حوزه هایی جلب کنید که نتیجه می دهد.
استعدادهای خود را کشف کنید.
برخی افراد خودشان را به درستی نمی شناسند و از توانایی ها و موهبت هایی که در وجودشان هست به طور کامل بهره نمی برند. من افراد بسیاری را دیده ام که در خانواده خود با روحیه و اعتماد به نفس بزرگ نشده اند. آنها از طرف اعضای خانواده تأیید و تشویق نشده اند و در نتیجه به نظر می رسد در پیدا کردن مسیر زندگی شان دچار مشکل هستند. اگر شما نیز چنین سابقه ای دارید، باید به طور مضاعف تلاش کنید تا استعدادهای خود را بشناسید. از آزمون های تعیین شخصیتی چون آزمون دیسک یا آزمون مایرز – بریگز استفاده کنید. با دوستان صمیمی و اعضای خانواده تان صحبت کنید تا متوجه شوید نقاط قوت شما از نظر آنها چه مواردی هستند. زمانی را برای فکر کردن به موفقیت های گذشته تان صرف کنید. اگر می خواهید تفکرتان را در حوزه هایی متمرکز کنید، باید آنها را بشناسید.
رؤیاهای خود را بپرورانید.
اگر می خواهید به چیزهای بزرگ برسید باید رؤیاهای بزرگ داشته باشید. اگر مطمئن نیستید آرزویتان چیست، از زمانی که برای تفکر متمرکز در نظر گرفته اید استفاده کنید تا رؤیای خود را ترسیم نمایید. اگر افکارتان چندین بار به حوزهای خاص معطوف شد شاید بتوانید در همان اطراف رؤیای خود را کشف کنید. مدت بیشتری روی آن تمرکز کنید و ببینید چه اتفاقی می افتد. به محض این که رؤیای خود را یافتید، بدون فکر دیگری، فقط به جلو حرکت کنید. نصيحت ساچل پیچ را آویزه گوشتان کنید: «به عقب نگاه نکن، ممکن است کسی در تعقیبت باشد و گریبانگیرت شود.»
هر چه جوان تر باشید، احتمال این که توجه تان به موضوعات بیشتری جلب شود بیشتر است. البته این خوب است، زیرا وقتی جوان هستید، هنوز در حال شناخت خود و توانایی ها و ضعف هایتان هستید. اگر در این دوران فقط روی یک موضوع تمرکز کنید و رؤیایتان تغییر کند، به بدترین شکل انرژی ذهنی و روانی خود را تلف کرده اید. با بالا رفتن سن و بیشتر شدن تجربه، نیاز به تمرکز اهمیت بیشتری پیدا می کند. هر چه جلوتر و بالاتر می روید، می توانید و باید بتوانید متمرکزتر باشید.

چگونه به تفکر متمرکز دست یابیم؟

همان طور که پیش تر گفتیم تمام حوزه های زندگی شما ارزش این را ندارند که برایشان وقت بگذارید و به طور متمرکز روی آنها فکر کنید. در تفکر متمرکز باید دست به انتخاب بزنید و موضوعات مشخص را برگزینید، نه این که روی همه چیز متمرکز شوید. بنابراین زمانی که دریافتید روی چه چیزی فکر کنید، باید بدانید چگونه روی آن متمرکز شوید. در اینجا، پنج توصیه برای کمک به این فرایند گفته می شود:

1. حواس پرتی را کنار بگذارید.

من دریافته ام که به زمان هایی برای فکر کردن، البته بدون حواس پرتی، در زندگی ام نیاز دارم. بنابراین هر زمان لازم باشد، خود را از همه جا خلاص می کنم و به «مکان مخصوص فکر کردن» (محراب تفکر) می روم.
حال تصور کنید اگر در مکان مخصوص فکر کردنتان، روی موضوعات مختلف متمرکز شوید، باعث ارتباط بیشتر شما با مردم و شناخت نیازهای آنها می شود و اگر به دفتر کارتان بروید، موقعیتی را فراهم می آورد که بتوانیم به آنها سود برسانیم. بنابراین باید به هر دوی آنها توجه کنیم و اهمیت دهیم.

2. زمانی را برای تفکر متمرکز در نظر بگیرید.

وقتی مکانی خاص برای فکر کردن در اختیار دارید، باید زمان آن را نیز به وجود آورید. سال ها پیش فهمیدم صبح ها بهترین زمان برای فکر کردن است. بنابراین اغلب صبح ها به فکر کردن و نوشتن می پردازم. یکی از راه های انجام تفکر متمرکز، این است که خودتان را به پیروی از قانونی که در برخی شرکت ها اعمال می شود، مجبور کنید؛ تا ساعت 10 صبح، اجازه استفاده از اینترنت و سرزدن به ایمیلتان را ندارید! در عوض، انرژی تان را برای کاری که اولویت دارد صرف کنید. کارهایی که وقت تان را هدر میدهد، کنار بگذارید و زمانی را برای فکر کردن در نظر بگیرید.
3. چیزهایی را که باعث تمرکزتان می شوند، پیش رویتان قرار دهید.
«رالف والدو امرسون»، یکی از متفکران بزرگ معتقد است: «تمرکز، راز قدرت در سیاست، جنگ، تجارت و به طور کلی مدیریت همه امور بشری است. برای این که از این تمرکز بهره ببرید، چیزهای مهم را مقابل رویتان قرار دهید. از همکار یا دستیارتان بخواهید همواره آنها را جلوی چشم شما نگه دارند. حتی می توانید آنها را در یک فایل یا صفحه ای جدا قرار دهید و هر روز، در حین کار، آنها را ببینید. این راهکار سی سال به من کمک کرد تا بتوانم ایده هایم را برانگیزم و صیقل دهم.

4. اهدافتان را مشخص کنید.

من باور دارم که مشخص بودن اهداف مهم است. ذهن انسان تا زمانی که موضوعات روشن و مشخصی نداشته باشد، نمی تواند روی آنها متمرکز شود. اهداف، مقصد نهایی را مشخص نمی کنند، بلکه باعث می شوند توجه تان را به آنها معطوف کرده، در مسیر صحیح حرکت کنید. وقتی به اهدافتان فکر می کنید، به یاد داشته باشید که باید:

  • آن قدر روشن باشند که بتوانید روی آنها متمرکز بمانید.
  • آنقدر نزدیک باشند که رسیدن به آنها راحت باشد.
  • آن قدر مؤثر باشند که زندگی شما را تغییر دهند.

توجه داشته باشید که باید اهدافتان را بنویسید و اگر میخواهید مطمئن شوید روی آنها متمرکز هستید، به توصیه ی «دیوید بلاسکو» عمل کنید؛ وی می گوید: «اگر ایده تان را جایی نمی نویسید، مطمئن باشید که مشخص و روشن نیست.»

5. پیشرفت تان را پیگیری کنید.

از خودتان بپرسید «آیا بازخورد زمانی که برای تفکر متمرکز صرف کردم، در زندگی ام مشهود است؟ آیا کاری که انجام میدهم، مرا به اهدافم نزدیک تر می کند؟ آیا در مسیری هستم که به من کمک کند به تعهداتم عمل کنم، اولویتهایم را حفظ کنم و رؤیاهایم را محقق سازم؟»
برای رشد کردن چه چیزهایی را زمین می گذارید؟
هیچ کس نمی تواند به سطوح عالی برسد در حالی که در زمینه ای خاص متخصص نشده باشد. پدرم همیشه می گفت: «کاری پیدا کن که خوب انجامش میدهی و دیگر به هیچ کاری مشغول نشو.» من هم بر اثر تجربه پی برده ام که اگر می خواهم در چند کار مشخص ماهر و متخصص شوم، مجبورم بسیاری از کارها را رها کنم. هنگامی که روی کار مهمی تمرکز کرده ام، زمانی را صرف اندیشیدن به چیزهایی کردم که از آنها چشم پوشیده ام. اصلی ترین آنها شامل این موارد هستند:

نمی توانم همه ی آدم ها را بشناسم

من فردی اجتماعی و عاشق مردم هستم. کافی است مرا در فضایی پر از جمعیت بگذارید تا سرشار از انرژی شوم. بنابراین کنار کشیدن از مردم و رفت و آمد نکردن با آنها، خلاف روحیاتم است. برای جبران این مسئله چند کار انجام داده ام: نخست این که حلقه ای نیرومند از دوستان صمیمی انتخاب کرده ام؛ آنها نه تنها کمک های حرفه ای بسیاری به من می کنند، بلکه همراهان بسیار خوبی در مسیر زندگی هستند. دوم این که از دوستان ویژه ای می خواهم مرا در جریان اتفاقاتی که در زندگی س ایر دوستانم می افتد قرار دهند. این کار را اغلب وقتی در سفر هستم انجام می دهم زیرا سایر اوقات نمی توانم زمانی برای تمرکز روی این مسائل بگذارم.

هر کاری را نمی توانم انجام دهم

در زندگی هر فرد، فرصت های استثنایی انگشت شماری وجود دارد. به همین دلیل است که سعی می کنم در چند کار مشخص، عالی ظاهر شوم نه این که در زمینه های مختلف و متعدد عملکردی متوسط داشته باشم. عدم توجه به این تجربه برای من گران تمام شده است. به علت حجم کاری فراوان گاهی مجبورم از خیر کارهایی که دوستشان دارم بگذرم. به طور مثال، هر هفته چند پروژه را که فکر می کنم انجام دادن آنها جالب است، انتخاب می کنم. از قانون 10/80/10 بهره می گیرم و افرادی که می توانم آن پروژه ها را به آنها بسپارم، تعیین می کنم. 10 درصد اولیه پروژه را با طرح ایده، دادن دیدگاه، تعیین شاخص ها، تهیه منابع و تشویق کردن راهبری می کنم. سپس وقتی 80 درصد میانی پروژه را انجام دادند، باز سروکله من پیدا می شود تا اگر بتوانم، هنگام به اتمام رساندن کار به آنها کمک کنم. به این می گویم «فوت آخر کار.»

نمی توانم همه جا بروم

زندگی با سفر خیلی جذاب و هیجان انگیز بود. اما پس از این که میلیونها کیلومتر پیمودم متوجه شدم این روش چه لطمه هایی به بار خواهد آورد. می توانیم در سال ده بار به مسافرت برویم و از تک تک آنها هم لذت ببریم اما نمی توانیم؛ چون بخش عمده ای از انرژی و تمرکز ما را صرف خود می کند.

نمی توانم همه فن حریف باشم

متمرکز بودن مرا از این که بخواهم در همه زمینه ها اطلاعاتی داشته باشم و در همه امور وارد شوم، باز می دارد. همیشه به همه می گویم که «99 درصد از چیزهایی که در زندگی وجود دارند، مسائلی هستند که نیازی نیست در مورد آنها چیزی بدانیم.» من سعی می کنم روی یک درصدی تمرکز کنم که بالاترین بازدهی را داشته باشد و از 99 درصد باقی مانده، دیگران هر چیزی را که باید بدانم به من گوشزد می کنند. این یکی از راه هایی است که نمی گذارد تعادل در زندگی ام به طور کامل از بین برود.
رها کردن چیزهایی که دوست دارید به منظور تمرکز کردن روی چیزهایی که بیشترین تأثیر را دارند، درس آسانی برای فراگیری نیست. اما هر چه زودتر آن را بیاموزید، سریع تر می توانید خود را وقف تعالی و رشد اموری کنید که مهم تر هستند.

چگونه تفکر متمرکز را اجرا کنیم؟

1. زمانی را به فکر کردن اختصاص دهید

تا وقتی خودتان نخواهید، نمی توانید زمانی را به تفکر متمرکز اختصاص دهید. روی تقویم، زمانی را به صورت هفتگی برای فکر کردن مشخص کنید. بهتر است زمانی باشد که بیشترین بهره وری را در آن دارید. توجه داشته باشید که باید هم پای برنامه های مهم دیگرتان با آن برخورد کنید.

2. فضایی برای تفکر متمرکز به وجود آورید

یکی از بزرگترین دشمنان تفکر متمرکز، حواس پرتی است. فضایی مناسب برای فکر کردن به وجود آورید (محراب تفکر)؛ فضایی که دیگران، تلفن همراه، کامپیوتر، اینترنت، تلویزیون و غيره حواس شما را پرت نکنند و مانع یا مزاحمتان نباشند (بله! این کار شدنی است و می توانید برای به دست آوردن آن تلاش کنید). در نهایت، طبق برنامه، برای فکر کردن زمانی را در آن جا بگذرانید. به آن پایبند باشید. شاید ماه ها طول بکشد تا بتوانید در این فضا جای بگیرید و با تمرکز، به تفکر بپردازید.

3. حیطه های تمرکز را مشخص کنید

اگر به خوبی تمرکز می کنید، اما روی مسائل فرعی متمرکز می شوید، به چیزی که هدف شماست نخواهید رسید. آرزوهای شما چیست؟ چه استعدادهایی دارید؟ چه منابعی در اختیار دارید؟ چه احساسی به زندگی تان دارید؟ بخشی از زمان های فکر کردنتان را صرف پاسخ به این سؤالات کنید و اهدافتان را مشخص نمایید. کم کم خواهید فهمید روی چه چیز یا چیزهایی متمرکز شوید.

4. روی تصمیمات اساسی متمرکز شوید

تصمیمات کلیدی بیشترین تأثیر – خوب یا بد – را در زندگی ما دارند. تفکر متمرکز کمک می کند روی این تصمیمات کار کنید. هرگاه مسئله یا تصمیمی را مهم تشخیص دادید، بخشی از زمان های تفکر تمرکزگرای خود را صرف این تصمیمات کنید.

تمرینی برای تفکر متمرکز

نگاهی به تقویمتان بیندازید؛ هر وقت آزادی را که در این هفته دارید، حتی به اندازه یک ساعت، برای زمان فکر کردن در نظر بگیرید. زمانش که فرا رسید، از محل کارتان بیرون بروید و کاملا از دسترس خارج شوید. گوشی تلفن همراه، دستگاه پخش موزیک، تبلت، کامپیوتر و هر وسیله ی دیگری را که باعث حواس پرتی شما می شود، خاموش کنید یا در محل کارتان جا بگذارید! فقط یک خودکار و کاغذ همراه داشته باشید تا ایده هایتان را ثبت کنید.
به مکان مخصوصی که برای فکر کردن مشخص کرده اید (محراب تفکر)، وارد شوید. اگر هنوز جایی را انتخاب نکرده اید، بگردید و جای مناسبی پیدا کنید؛ گوشه حیاط، کتابخانه محل، محیط پارک، اتاقی در خانه تان، یک کافی شاپ ساکت و آرام یا حتی مسیر پیاده روی در اطراف محل کارتان. از این زمان استفاده کنید و روی افکارتان، مشکلی که باید حل شود یا ایده خوبی که باید بهتر شود، متمرکز شوید.

Rate this post