در این مطلب:

  • راه های آسانی برای تقویت عضلات اعتماد به نفستان پیدا می کنید.
  • روزتان را به بهترین شکل ممکن شروع می کنید و با خودتان سازگاری پیدا می کنید.
  • آنچه را که برایتان بهترین است، پیدا می کنید.

ساختن اعتماد به نفس یک شبه اتفاق نمی افتد؛ اعتماد به نفس قطره قطره با کارهای روزانه ی شما زیاد می شود. عادت ها خودشان را تکرار می کنند، پس سعی کنید عادت های خوب پیدا کنید تا یک شروع عالی داشته باشید.

10 عادت روزانه برای بالا بردن اعتماد به نفس

هر روز را با انرژی و آمادگی کامل شروع کنید

بنجامین فرانکلین می گوید: «زود خوابیدن و زود بیدار شدن شخص را سالم، عاقل و ثروتمند می کند.» شما در هر هفته 168 ساعت وقت در اختیار دارید و معمولا یک سوم آن را در رختخواب می گذرانید. انتخاب با خودتان است که دو سوم باقیمانده را چطور بگذرانید. تا حالا برایتان پیش آمده صبح که ساعت زنگ می زند قطعش کنید، دوباره زنگ بزند، دوباره قطعش کنید، و آن قدر زنگ بزند تا آخر خاموشش کنید یا آن را زیر بالشتان فرو کنید؟

روزهایی که دیر از خواب بلند می شوید و با عجله ای دیوانه وار از در بیرون می روید چطور از آب در می آید؟ وقتی روز را به آرامی شروع می کنید، زمان مناسبی از خواب بیدار می شوید و کارهایتان را با نظم و طبق برنامه شروع می کنید چطور؟

آدم های با اعتماد به نفس آن قدر عاشق زندگی اند که نمی گذارند حتا یک دقیقه اش هم هدر برود. روزتان را «روی نوک پایتان شروع کنید.» یعنی حسابی آماده باشید که کارهای امروز را انجام دهید و مجبور نشوید وقتتان را برای جبران کارهای عقب افتاده تلف کنید.

تمرکزتان را روی صفحه نگه دارید

مطالعات نشان میدهد بعد از هر بار استفاده از تلفن در محل کار، 15 دقیقه طول می کشد تا دوباره تمرکزتان را به دست بیاورید. فقط چند بار مزاحمت لازم است تا روزتان بی هدف بگذرد و تمام شود. شاید متخصص ذن مدیتیشن نباشید، اما هر تمرینی که به شما یاد بدهد از پرسه زدن بیهودهی فکرتان جلوگیری کنید و روی «الان و اینجا» تمرکز کنید برایتان مفید است.

نوشتن، یکی از عادت های مفید برای افزایش تمرکز است. فقط کافیست این کار را بکنید:

سه برگ کاغذ بردارید (A۴ یا کوچک تر). هر چه به ذهنتان می رسد بنویسید. به درستی یا نادرستی شیوه ی نگارشتان فکر نکنید. لازم نیست احساس کنید اشعار خلاقانه به شما الهام می شود، فقط همه چیز را بنویسید، اینها دقیقا جریان هایی هستند که ذهن خوداگاهتان را اشغال کرده اند: «سلام صفحه های خالی نمیدانم چه بنویسم، ولی به هر حال می نویسم.» آن قدر ادامه دهید تا صفحه هایتان پر شود. انگار جادو می شود و یک چیز به دردبخور از نوشته هایتان در می آید. بعضی ها هر روز از این صفحه ها می نویسند؛ بعضی ها هم وقتی به آن نیاز دارند می نویسند.
عادت به نوشتن فکرهایتان روی صفحه ی خالی مثل تخلیه ی زباله های ذهنتان در هنگام صبح است، کاری که بخش فعال و منطقی ذهنتان را آرام می کند و به شما تمرکز و خلاقیت میدهد.

بهترین عینکتان را به چشم بزنید

تصور کنید امروز صبح که از خواب بلند شدید یک عینک سرخ فام به چشمتان زده اید. درخشش گرم و سرزنده ای تمام روزتان را پر می کند. هر آدم و هرچیزی که می بینید سایه ای صورتی پیدا می کند. از جهاتی، شما هر روز یک عینک به چشمتان می زنید. این عینک مثل فیلتری عمل می کند که جهان را از پشت آن می بینید، فقط خودتان حواستان نیست که چه جور فیلتری را انتخاب کرده اید.

اگر هر روز عینکتان را خودتان انتخاب کنید، خودتان تعیین می کنید که تجربیات آن روزتان چه شکلی باشد. شما تصمیم می گیرید که امروز یک روز حسابی و ارزشمند باشد، روزی پر از تجربه های جالب، یا روزی پر از مبارزه های پشت سر هم که در آن فقط باید بجنگید. تجربه های شما از ذهنتان شروع می شود، عینک مورد علاقه تان را پیدا کنید.

در اینجا چند نمونه عینک برایتان می آوریم؛ ببینید به شما می خورد: عینک امروز من این است که… از هر لحظه زندگی ام بیشترین بهره را ببرم… در هر شرایطی به دنبال بهترین باشم… اگر با شرایط یا افرادی دور از انتظار روبه رو شدم، به نکته های جالبش توجه کنم… از صداها/ بوها/ مزه های اطرافم لذت ببرم.

حس وحالتان را دنبال کنید

حس وحال امروزتان چطور است؟ آیا میدانید احساستان چیست و چطور آن را حس می کنید؟ افرادی که هوش عاطفی بالایی دارند حواسشان به احساساتشان هست؛ آنها با احساساتشان هماهنگند و از تأثیری که روی دیگران می گذارند آگاهند.

در طول روز، سری به دلتان بزنید و ببینید درونتان چه خبر است. کی احساس اعتماد به نفس دارید و کی ندارید؟ از کجا می فهمید که چه احساسی دارید؟ پیامها و نشانه هایی که بدنتان برایتان می فرستد کدام اند؟ اطرافیان شما از کجا می فهمند در سرتان چه می گذرد؟ روی پیشانیتان نوشته شده یا در حالت صدا و رفتارتان نهفته است؟ با توجه کردن به حس و حالتان مقیاسی به دست می آورید، مقیاسی که به شما می گوید کجا هستید تا اگر لازم شد اوضاع را درست کنید.

به بدنتان تکانی بدهید

عجیب است، اما شما می توانید با خستگی به باشگاه ورزشی بروید؛ ورزش کنید و پرانرژی بیرون بیایید. مغز شما عاشق ورزش است. در چند سال اخیر، محققان این باور رایج را نقض کرده اند که آدم با تعداد ثابتی نورون به دنیا می آید و در سالهای عمر، بدن نورون تولید نمی کند. حتا در بزرگسالان هم سلول های مغزی جدید میتواند تشکیل شود و ورزش یکی از بهترین راه ها برای تشکیل این سلول هاست.

خبر خوب این است که لازم نیست ورزش سنگین و سخت باشد. نیم ساعت پیاده روی آهسته در روز هم می تواند توانایی یادگیری، تمرکز و استدلال ذهنی شما را بالا ببرد. سالمندانی که پیاده روی منظم دارند نسبت به سالمندانی که زیاد تحرک ندارند در آزمون های حافظه نمره ی بهتری می گیرند. دانش آموزان 10 تا 11 ساله ای هم که سه تا چهار بار در هفته ورزش می کنند در امتحانات نمره ی بالای متوسط می گیرند.

هر ورزشی را که دوست دارید و از آن لذت می برید انتخاب کنید و آن را به طور منظم انجام دهید.

اوقاتی را در تنهایی و آرامش بگذرانید

نظرتان در مورد قدرت سکوت چیست؟ اگر عادت کرده اید مدام این طرف و آن طرف بدوید و دوروبرتان پر از آدم باشد، ده دقیقه آرام در تنهایی نشستن میتواند برایتان تجربه ای شفابخش باشد. پس هر روز همین کار را بکنید: تلفن و زنگ در را قطع کنید و رایانه، تلویزیون و رادیو را خاموش کنید. جایی بروید که هیچ کس و هیچ چیز نتواند برایتان مزاحمت ایجاد کند. ده دقیقه بدون صحبت یا مزاحمت همان جا بنشینید. وراجیها و سروصداهای درونی تان را خاموش کنید و بگذارید رؤیاهایتان به پرواز در بیایند. فقط ذهنتان را خالی کنید، از فضا لذت ببرید و بگذارید خلاقیت تان شکوفا شود.

بیرون بروید و به زیبایی آسمان خیره شوید

یادتان باشد که پشت درهای اتاق شما یک دنیای کامل حضور دارد. هر روز وقتی را برای بیرون رفتن بگذارید و بایستید و به جهان طبیعت، گذشتن فصل ها و شکل های متغیر آسمان توجه کنید. ببینید چطور بخشی از جهانی هستید که خیلی بزرگتر از شما و محیط دوروبرتان است و از زیبایی آن لذت ببرید. حتا اگر در یک شهر بزرگ زندگی می کنید، پابرهنه راه رفتن در پارک کاری مجاز و لذت بخش است.

ببخشید و بزرگواری کنید

از هر دست که بدهی از همان دست می گیری. هرچیزی که می بخشید روزی به خودتان برمی گردد. افراد با اعتماد به نفس بخشنده اند. آنها هروقت بتوانند از هر چه بتوانند می بخشند – از وقتشان، استعدادشان، پولشان، انرژی شان با عشقشان.

تصمیم بگیرید که به دیگران ببخشید، به خودتان هم همین طور. اگر فکر سخاوتمند داشته باشید، ذهنتان پربار می شود و افراد بخشنده را به خودتان جذب می کنید.

امروزتان را ببینید و فردایتان را بسازید

در پایان هر روز، در ذهنتان اتفاقات آن روز و تجربه تان از آنها را مرور کنید. شاید آن روز تا حد زیادی طبق برنامه پیش رفته است، اما شما به آن اندازه ای که فکر می کردید از آن استفاده نکرده اید. می توانید از این تجربه درس بگیرید؛ شاید، طبق عادت، بیش از حد برای خودتان کار میتراشید.

هر شب، قبل از اینکه چراغ را خاموش کنید، پنج کار مهمی را که فردا باید انجام بدهید بنویسید. این کارها هر چیزی می تواند باشد، اما باید مطمئن باشید که مهمترین است و با ارزش هایتان هماهنگی دارد. وقتی می خوابید، ناخودآگاهتان برایتان روی آنها کار می کند و بررسی می کند که چطور می توانید به ساده ترین روش ممکن به آنها برسید.

صبح روز بعد، قبل از اینکه از رختخواب بیرون بیایید، فهرست کارهایتان را نگاه کنید و تصمیم بگیرید که هرکدام را چطور می خواهید در کارهای روزانه تان بگنجانید. اگر می بینید به سختی جور در می آیند، اول مهمترین کار را انجام دهید و کم اهمیت ترین را فعلا کنار بگذارید. حالا یک برنامه ی روزانه دارید که در مسیر ماندن و متمرکز بودنتان را تضمین می کند.

با هدف زندگیتان در تماس باشید

شاید اگر همین الان از خودتان بپرسید «من برای چه زنده ام؟ هدف زندگی من چیست؟» جوابی فوری به ذهنتان نرسد. اما با کمی فکر، به چیزهایی مثل این میرسید: «می خواهم تفاوتی ایجاد کنم. می خواهم جهان را به جای بهتری برای زندگی تبدیل کنم. می خواهم عشق، شادی، معجزه، هماهنگی، صلح و … را در جهان زیاد کنم. می خواهم الگوی دیگران باشم. می خواهم زندگی خوبی داشته باشم.»

اساس اعتماد به نفس شما به این بستگی دارد که به اتفاقاتی که روز به روز و سال به سال برایتان پیش می آید چه معنایی نسبت می دهید. به خاطر همین است که اعتماد به نفسی که شما تجربه می کنید با اعتماد به نفسی که بغلدستی تان تجربه می کند فرق دارد. هیچ کس نمی تواند یک قرص جادویی اعتماد به نفس به شما بدهد، قرصی که با خوردن آن همه چیز برایتان شگفت انگیز شود. خودتان باید اعتماد به نفس خودتان را پیدا کنید.

وقتی می پذیرید که خودتان مسئول سفر زندگیتان هستید، آگاهی و آزادی بیشتری به دست می آورید و اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کنید تا خودتان باشید و کاری را بکنید که برای خودتان مناسب است. در گذر هر روز تصویر بزرگتر و کلی زندگی تان را در نظر داشته باشید و ببینید آیا کاری که الان دارید می کنید با آن تصویر کلی هماهنگ است یا نه. بعد، میتوانید از زنده بودن خودتان لذت ببرید و بدانید که به بااعتماد به نفس ترین کسی تبدیل شده اید که می توانید.

Rate this post