شنیدی چی گفتم؟ جمله که مادر و پدرها بسیار تکرار می کنند. تربیت و پرورش کودک در بسیاری از مواقع امری بسیار طاقت فرسا به شمار می رود، مخصوصا وقتی دارای فرزندان 2 سال به بالا باشید. کودکان در این سن اصلا به حرف پدر و مادر خود گوش نمی کنند. هیچ کدام از ما قبل از اینکه بچه دار شویم، هرگز تصور نمی کردیم پدر و مادر شدن تا این حد دشوار باشد.

درواقع می توان پرورش فرزند را به رانندگی در یک جاده پر پیچ و خم و ناهموار تشبیه کرد؛ تا یک مسیری همه چیز خوب پیش می رود و ناگهان بنگ! با کمال ناباوری می بینید که در یک گودال افتاده اید. در پرورش کودک هم قطعا چنین تجربه ای را خواهید داشت؛ گاهی اتفاق می افتد که کودک بدون هیچ اعتراضی به حرفتان گوش داده و مثل یک فرشته رفتار می کند. در عین حال، در مواقعی هم او بیش از حد لجوج و سرسخت می شود و شما با خود فکر می کنید که او یک شیطان به تمام معناست.

اینکه چگونه بتوانید کودک خود را وادار کنید از شما اطاعت کند، ممکن است در ابتدای امر بسیار دشوار به نظر برسد، اما به هیچ وجه غیرممکن نیست. کودکان موجوداتی بسیار هوشیار و الگوپذیر بوده و از محیط اطراف خود و رفتارهای دیگران تقلید و الگوبرداری می کنند.

اکثر کودکان از یک قانون طلایی تبعیت می کنند: با دیگران همان گونه رفتار کن که می خواهی با تو رفتار شود. نکاتی که در ادامه این مطلب می خوانید، به شما کمک می کند فرزندتان را وادار به حرف شنوی کنید.

چگونه بچه حرف گوش کن داشته باشیم؟

چگونه بچه حرف گوش کن داشته باشیم؟

خواسته هایتان باید عقلانی باشد و قاطعانه بیان شود

وقتی از کودک می خواهید کاری را انجام دهد، او دقیقا می فهمد که قاطع هستید یا خیر؟ آنها حتی حالت های صورت و بدن و تن صدای شما را در آن هنگام درک می کنند. اگر ذره ای احساس کنند که شما قاطعانه حرف نمی زنید، می توانند با گریه کردن و نق زدن از انجام کار سرباز بزنند.

همچنین سعی کنید در بیان خواسته های خود از کلمات کمتری استفاده کنید، جمله هایتان باید بسیار کوتاه بوده و اصل مطلب را ادا کند؛ مثلا، به جای اینکه بگویید: «آرش، لباس هایت را داخل کمد بگذار.» ، بگویید: «آرش، لباس ها» . یادتان باشد خواسته های خود را بارها و بارها تکرار نکنید. هیچ کس دوست ندارد شخصی مدام به او غر بزند.

اصل مطلب را مستقیما بیان کنید

دامنه توجه کودکان بسیار محدود است. آنها قادر نیستند مدت زمان طولانی روی یک موضوع تمرکز کنند. شما به عنوان یک پدر یا مادر باید از جملات کوتاه برای بیان اصل مطلب استفاده کنید. از کلمات قلمبه سلمبه یا جملات بلند و پیچیده استفاده نکنید. وقتی همین طور پشت سرهم کلمات عجیب و غریب به زبان می آورید، کودک فقط سر خود را به علامت تائید تکان می دهد، اما در واقع هیچ کدام از این کلمات وارد مغزش نمی شود. جملات دستوری طولانی به طور بالقوه به معنای یک پاسخ منفی محکم از سوی کودک هستند.

برای کودک یادداشت های کوچک بنویسید

همه افراد چه پیر و چه جوان عاشق یادداشت هستند. پیام های نوشتاری در خود جادویی دارند که کلام ندارد. شاید دلیلش این باشد که شما به جای اینکه به صدای شخص گوینده گوش کنید یادداشت را با صدای خودتان می خوانید. این یادداشت ها را به جاهایی بچسبانید که فرزندتان بیشتر رفت و آمد می کند، یادتان باشد آنها را تا ارتفاع چشم کودک بچسبانید نه خیلی بالا.

نیلوفر پسری پنج ساله به نام آرش داشت که اصلا به حرفش گوش نمیداد، نیلوفر به سختی می توانست آرش را کنترل کند. او از روش های زیادی استفاده کرد تا فرزندش را وادار به حرف شنوی کند؛ التماس، تهدید، حتی رشوه، اما هیچ یک از این روش ها مثمر ثمر واقع نشدند.

یک روز نیلوفر، آرش را دید که کنجکاوانه مشغول خواندن لیست خریدی است که او تهیه کرده بود. وقتی به خرید رفتند آرش تقریبا همه موارد داخل لیست را به خاطر داشت. از آن روز به بعد نیلوفر همه خواسته هایش را روی برگه هایی می نویسد و روی یخچال می چسباند. اگر اسباب بازی ها روی زمین پخش و پلا باشند، نیلوفر می نویسد: «قبل از اینکه کسی روی ما لگد کند ما را از زمین بردار.» در عرض نیم ساعت کل اتاق مرتب می شود.

به کودک امکان انتخاب بدهید

بگذارید کودک انتخاب کند. گاهی اوقات، کودک عمدأ به حرف شما گوش نمی دهد چون فکر می کند نتیجه این گوش کردن برایش مطلوب نخواهد بود. وقتی به فرزندتان امکان انتخاب میدهید درواقع انعطاف پذیری آنها را برای عمل کردن به خواسته هایتان بیشتر می کنید.

در یک صبح زیبای جمعه نیلوفر و بهادر تصمیم گرفتند با پسر 4 ساله خود، آرش، برای پیک نیک به پارک سر خیابان بروند. آفتاب به شدت می تابید و آنها دنبال سایه ای می گشتند تا بتوانند زیر آن پیک نیک خود را برپا کنند.

پس از مدتی جستجو بالاخره درختی را پیدا کردند و زیر سایه آن نشستند، ولی آرش دوست نداشت کنار پدر و مادرش بنشیند. او می خواست در آفتاب بنشیند. نیلوفر پسرش را صدا زد ولی آرش از جایش تکان نخورد. سپس بهادر یکی از شکلات های مورد علاقه آرش را به او نشان داد و گفت: «فقط وقتی می توانی این را بخوری که بیایی اینجا بنشینی. اگر همان جا بنشینی ما این شکلات را می خوریم.» اما آرش همچنان با لجاجت از جایش تکان نمی خورد. بیش از یک ساعت گذشت و آرش متوجه شد پدرش روی حرفش مانده و شکلاتش کوچک تر شده است. او به سمت پدر و مادرش دوید، شکلات مانده را خورد و تا انتهای پیک نیک همان جا نشست.

خواسته های خود را بیش از حد تکرار نکنید

به بچه های کوچک باید هزاران بار تذکر داد که چه کاری را باید و چه کاری را نباید انجام دهند. در عین حال، نوجوانان اصلا دوست ندارند کسی به آنها غر بزند. تنها روش حل این مشکل، یادآوری است؛ مثلا بگویید: «آرش، شیرت را قبل از اینکه سرد شود بخور»، ولی اگر بازهم گوش نکرد، بگویید: «اگر همین الان شيرت را تمام نکنی، اجازه نداری کارتون مورد علاقه ات را تماشا کنی.»

از تکرار پیام بیش از دو یا سه بار خودداری کنید. اگر به داد و فریاد ادامه دهید کودکان از شما پیشی می گیرند. با بزرگتر شدن بچه ها از تعداد دفعات تذکر بکاهید. نکاتی که ذکر شد، به شما کمک می کند بدون اینکه از شدت عصبانیت موهای خود را بکنید، فرزند خود را وادار کنید به حرف شما گوش کند.

همچنین به یاد داشته باشید که کودکان با هم فرق دارند و روشی که در مورد یک کودک موفقیت آمیز بوده، ممکن است در مورد کودکی دیگر جواب ندهد. باید آن قدر تلاش کنید و راه های مختلف را امتحان کنید تا روشی را که مناسب شما و فرزندتان است، پیدا کنید و همان را اجرا کنید. گاهی اوقات تنها کاری که باید بکنید این است که خود را جای فرزندتان بگذارید و برای اینکه آنها به حرفتان گوش کنند مثل یک کودک فکر کنید. ممکن است در ابتدا کاری سخت به نظر بیاید، ولی برای پیمودن یک راه طولانی، مهمترین گام، گام اول است.

نیازی نیست همه روش ها را یک دفعه اجرا کنید. هر بار یک روش را بکار ببرید و وقتی فرزندتان به آن عادت کرد، به سراغ راه حل بعدی بروید. پس از مدتی متوجه تغییر در رفتار کودک خود شده و محیط خانه تان آرام تر خواهد شد.

Rate this post