آلزایمر (Alzheimer) یکی از شایع ترین انواع دمانس های مغزی است که احتمال بروز آن با افزایش سن بیشتر می شود. برای بسیاری از افراد، آلزایمر تنها یک بیماری است که با اختلال حافظه همراه بوده و تنها شکایت بیمار، فراموشی و خوب کار نکردن حافظه است، اما حقیقت چیز دیگری است.

علائم اولیه آلزایمر

بیماران مبتلا به آلزایمر ممکن است حتی در همان سطوح اولیه بیماری در انجام فعالیت های معمول روزانه مانند رانندگی کردن و خرید روزانه مشکل پیدا کنند و حتی ممکن است تا حدودی صحبت کردن برایشان دشوار شود. مبتلایان به آلزایمر اختلالات خلقی پیدا می کنند و با پیشرفت بیماری دچار پرخاشگری، اضطراب و توهم می شوند. بیماری تا حدی پیش می رود که حتی انجام کارهای ساده ای مانند لباس پوشیدن و حمام کردن هم برای بیمار دشوار می شود.

اما علت این همه تغییرات در بیماران مبتلا به آلزایمر چیست؟

آلزایمر نوعی بیماری تحلیل رونده عصبی است که در طی آن سلول های عصبی دچار آسیب های تدریجی می شوند که در نهایت منجر به مرگشان خواهد شد. در این بیماران، منطقه ای از مغز که هیپوکامپ نام دارد و مسئول ثبت حافظه های جدید و عملکردهای شناختی پیچیده است، بیش از بقیه نواحی صدمه می بیند.

با وجود مطالعات بسیاری که تاکنون انجام شده است؛ هنوز به طور قطعی علت این آسیب های تخریبی مشخص نشده است، اما یکی از احتمالاتی که بر سر آن تا حدی توافق هست تجمع یک پروتئین چسبناک به نام آمیلوئید در اطراف سلول های عصبی و نفوذ پروتئین دیگری به نام تائو به داخل سلول های عصبی است که می تواند باعث بروز بیماری شود.

البته تأثیر تعاملی سن، ژنتیک، رژیم های غذایی، کم تحرکی و عدم فعالیت مغز که به ویژه در سنین بالا رخ می دهد نیز به عنوان دیگر احتمالات قوی برای بروز بیماری مطرح می شود.

چه موقع باید به مبتلا شدن به آلزایمر مشکوک شد؟

برای بسیاری از میانسالان این سوال پیش می آید که چه موقع باید به مبتلا شدن به آلزایمر مشکوک شوند. پاسخ این سوال در مشاهده علائم زیر می باشد:

  • اختلالات حافظه و فراموش کردن اتفاقات جدید و پرسیدن سوالات تکراری
  • دشوار شدن انجام فعالیتهایی که پیش تر از روی عادت و به طور منظم تکرار می شدند؛ مانند پرداخت و پیگیری قبض های ماهیانه
  • حواس پرتی و عدم توانایی در تمرکز بر روی انجام یک کار به مدت طولانی
  • گم کردن مسیرهای همیشگی رفت و آمد و ناتوانی در به یاد آوردن و تشخیص مکان کنونی
  • فراموش کردن تاریخ (سال، فصل، ماه و روز هفته) و زمان رخدادهای مهم مانند قرار ملاقات
  • دشوار شدن فهم تصاویر بصری و ارتباطات فضایی مانند عدم توانایی در دنبال کردن موضوع داستان در طی یک صفحه و تکرار چندبارهی همان صفحه
  • دشوار شدن تکلم و ناتوانی در به یاد آوردن واژه مناسب برای بیان جملات گفتاری و تکرار کردن تنها چند جمله ی محدود
  • قرار دادن اشیا در جای نامناسب و فراموش کردن مکان جدید آن
  • ناتوانی در قضاوت درست و اتخاذ تصمیمات منطقی به ویژه در حین انجام معاملات مالی
  • کناره گیری از شرکت در برنامه های اجتماعی و ترجیح دادن تنهایی به در جمع بودن
  • تغییر در حالات خلقی مانند پریشانی، شکاک شدن، افسردگی، وحشت زدگی و اضطراب حتی در جمع اعضای خانواده

هر یک از علائم مذکور همچون یک هشدار، بیمار را متوجه شرایط احتمالی برای بروز آلزایمر و مراجعه به پزشک متخصص می کند.

از آنجا که ممکن است بروز این علائم در فرد به سبب عوامل دیگری باشد، ارزیابی دقیق و کامل پزشک که در قالب بررسی کامل سابقه پزشکی بیمار، معاینه ی بالینی (ضربان قلب، فشار خون، آزمایش های خون و ادرار)، اسکن مغزی و ارزیابی روانی انجام می شود؛ بسیار حائز اهمیت است.

اما در این میان یکی از مهم ترین بخش های معاینه و تشخیص، گرفتن آزمون های عصبی شناختی از بیمار به منظور ارزیابی توانمندی های شناختی او از قبیل حافظه، توجه، برقراری ارتباط و حل مسئله است.

این آزمون ها که عمدتا به صورت مداد کاغذی انجام می شوند شرح کاملی از وضعیت ذهنی بیمار را نشان می دهند و نتیجه آنها تاثیر زیادی در تشخیص بیماری آلزایمر خواهد گذاشت. به عقیده بسیاری از افراد، مثبت بودن نتایج آزمایش ها و ابتلا به بیماری آلزایمر، پایان مسیر است و نمی توان کاری به جز انتظار برای مشاهده تشدید روند بیماری کرد. در حالی که حقیقت چیز دیگری است.

درمان و کند کردن روند پیشرفت بیماری آلزایمر

اخیرا مطالعات متعددی آغاز شده اند تا بتوانند با مداخلاتی مانع از بروز و پیشرفت بیماری آلزایمر شوند، که البته هنوز به راه حل قطعی نرسیدند و همچنان تلاش ها ادامه دارند. اما این بدان معنا نیست که بیماران مبتلا به آلزایمر دیگر نمی توانند به زندگی عادی خود بازگردند و به طور مستقل کارهای خود را انجام دهند. امروزه راه کارهایی پیشنهاد می شود که استفاده از آنها می تواند کمک به سزایی در به دست آوردن بخشی از توانمندی های ذهنی این بیماران کند.

در صورتی که بیماران از همان ابتدا از آنها آگاهی یابند و در زندگی به کار بندند می توانند به وضوح تأثیرات مثبت را مشاهده کنند. برای مثال پیشنهاد می شود که:

  • بیماران بخشی از کارهای روزمره خود را به صورت عادات منظمی درآورند و هر روز آنها را به کمک اعضای خانواده تکرار کنند. تکرار باعث تثبیت وقایع در مغز می شود.
  • برای آنکه در مسیرهای رفت و آمد گم نشوند، همواره یک نقشه ساده از راهها و یک دفترچه تلفن از شماره های ضروری با خود داشته باشند.
  • کارهای روزانه ی خود را به ترتیب اولویت در یک دفترچه یادداشت بنویسند و در طول روز چندبار آنها را مرور کنند.
  • برای هر کاری که می خواهند انجام دهند یک هدف واقع بینانه و منطقی تعیین کنند و بیشترین تلاش خود را صرف رسیدن به آن کنند. برای مثال با خود قرار بگذارند که نوشتن یک نامهی اداری را در مدت یک ساعت به اتمام برسانند.
  • زمان و مقدار مصرف داروها را در دفترچه یادداشت خود یا روی یک کاغذ بنویسند و آن را روی در یا یخچال بچسبانند.
  • در صورتی که از زنگ های موبایل برای به یاد آوردن کاری استفاده می کنند؛ حتما عنوان کار موردنظر را نیز داخل گوشی خود بنویسند تا در حین زنگ خوردن، متن ثبت شده نیز نمایان شود.
  • به طور مرتب توسط پزشک معاینه شوند. بعضی از بیماری های ساده مانند یک عفونت کوچک ادراری ممکن است عملکردهای شناختی موجود را به شدت مختل کنند.
  • تا حد امکان با اعضای خانواده و دوستان نزدیک در ارتباط باشند، این ارتباط می تواند از طریق تماس های تلفنی روزانه هم صورت گیرد.
  • برای بهبود تغییرات خلقی پیش آمده، از پزشک کمک بخواهند و در صورت تجویز دارو، آنها را به طور منظم مصرف کنند.

Rate this post